تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
داده مىشود هر كسى به آنچه كسب كرده هيچ ستمى نيست در اين روز بدرستى كه خدا . شتابان شما راست يعنى مشغول او به حساب شخصى او را از حساب ديگرى باز ندارد بلكه در يكزمان حساب همه كرده هر يك را به آنچه استحقاق دارد برساند و نون نوال و بخشش خدا است از براى مؤمنان و نكال و عقوبت او است با كافران و ه پس واو ويل و عذاب است از براى كسى كه خدا را نافرمانى كرده و هاء يعنى هون و خوارى بهمرسانيده كسى كه او را معصيت نموده لاى لام الف يعنى
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
و آن كلمهء اخلاص است كه هيچ بندهء نيست كه آن را گفته باشد در حالى كه با اخلاص باشد مگر آنكه بهشت از از برايش واجب شده و ياء يد يعنى دست خدا كه مراد از آن قدرت است در بالاى خلائقش به روزى دادن گشوده پاك و منزه است آن جناب و برتر از آنچه شكر مىآورند بعد از آن حضرت ( ع ) فرمود بد درستى كه خداى تبارك و تعالى اين قرآن را فرو فرستاد به اين حروفى كه همهء عرب آنها را از يك ديگر فرا ميگيرند پس فرمود كه
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
يعنى بگو كه هر آينه اگر اجتماع كنند همهء آدميان و پريان و اتفاق نمايند بر آنكه بياورند مانند اين قرآن را نياورند مانند آن را و قدرت بر آن نداشته باشند و اگر چه باشد بعضى از ايشان بعضى را هم پشت قوى و يارىكننده . حديث كرد ما را احمد بن محمد بن عبد الرحمن مقرى حاكم گفت كه حديث كرد ما را ابو عمرو محمد بن جعفر مقرى جرجانى گفت كه حديث كرد ما را ابو بكر محمد بن حسن موصلى در بغداد گفت كه حديث كرد ما را محمد بن عاصم طريقى گفت كه حديث كرد ما را ابو زيد عياش بن يزيد بن حسن بن على كحال مولاى زيد بن على گفت كه خبر داد مرا پدرم يزيد بن حسن گفت كه حديث كرد مرا حضرت موسى بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد از پدرش محمد بن على از پدرش على بن الحسين از پدرش حسين بن على عليهم السلام كه فرمود يكى از يهودان به خدمت پيغمبر ( ص ) آمد و امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) در نزد آن حضرت بود به آن حضرت عرض كرد كه فائده در حروف هجاء چيست رسول خدا ( ص ) بعلى فرمود كه او را جواب بازده و فرمود بار خدايا