است بقائم آل محمد ( ص ) و ثاء ثواب مؤمنان است بر اعمال شايستهء ايشان ج ح خ پس جيم جمال خدا و جلال خدا است و حاء حلم و بردبارى خدا است از گناهكاران و خاء خمول و بىنامى ذكر اهل گناهانست نزد خداى عز و جل د ذ پس دال دين خدا و ذال از ذو الجلال است يعنى خداوند بزرگوارى ر ز پس راء از رؤف و رحيم است يعنى مهربان و زاى زلزلههاى قيامت است س ش پس سين سناء و رفعت خدا است و شين يعنى شاء اللَّه ما شاء اللَّه يعنى خدا خواست آنچه خواست و اراده فرمود آنچه اراده فرمود
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
يعنى و نميخواهيد شما بنا بر قرائت كوفيين و نافع يا نميخواهند ايشان بنا بر قرائت ديگران مگر آنكه خدا خواسته باشد ص ض پس صاد از صادق الوعد است يعنى آنكه وعدهاش راست است در حمل كردن مردم بر صراط و حبس كردن ظالمان نزد كمينگاه و ضاد يعنى ضال و گمراه شد آنكه با محمد و آل محمد ( ص ) مخالفت كرد ط ظ پس طاء طوبى از براى مؤمنانست يعنى درخت طوبى و آن درختى است كه خداى عز و جل آن را نشانيده و از روح خود در آن دميده تا آخر آنچه در حديث آخر باب بعد از اين باب مىآيد يا معنى آنست كه خوشا حال مؤمنان و خوشى از براى ايشانست و خوبى باز گشتن كاه و ظاء ظن و گمان مؤمنان به خدا خوبست و ظن كافران به آن جناب بد ع غ پس عين از عالم است يعنى دانا و غين از غنى است يعنى بىنياز ف ق پس فاء فوج و گروهى است از گروههاى آتش يا بوئى از بويهاى آن وقاف قرآنست كه بر خدا است فراهم آوردن آن و خواندن آن ك ل پس كاف از كافى است يعنى بسند و كفايتكننده و لام لغو و بيهوده و سخن كافران است در بهم بافتن ايشان دروغ را بر خدا م ن پس ميم ملك و پادشاهى خدا است در روز قيامت روزى كه هيچ مالكى غير از او نيست و خداى عز و جل ميفرمايد كه
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ
يعنى از براى كيست پادشاهى و فرمان بردارى در اين روز پس ارواح انبياء و رسولان و حجتهاى آن جناب گويا ميشوند و ميگويند
لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
يعنى از براى خدائيست يكتا و بىهمتا در كارگزارى و فرمان دهى كه شكنندهء جميع منازعان و مدعيان و پادشاهانست پس خداى جل جلاله ميفرمايد كه
الْيَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ
يعنى امروز پاداش و سزا