محدث باشد كه ديگرى او را پديد آورده باشد .
حديث كرد ما را پدرم « ره » گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم از پدرش از ابن محبوب از حماد بن عمرو از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود دروغ گفته هر كه گمان كرده كه خداى عز و جل در چيزى يا از چيزيست .
مترجم گويد كه مؤلف گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه دليل بر آنكه خداى تعالى نه در مكانى است آنست كه همهء مكانها حادث است و دليل بر اين قائم و برپا شده كه خداى عز و جل قديم است و مكانها را پيش گرفته و جائز نيست كه غنى قديم محتاج باشد به مكان كه از آن غنى و بىنياز بوده و نه آنكه متغير شود از آنچه پيوسته بر آن موجود بوده پس درست شد كه امروز آن جناب در مكانى نيست چنان كه پيوسته همچنين بوده و تصديق اين خبريست كه حديث كرد ما را به آن احمد بن حسن قطان گفت كه حديث كرد ما را احمد بن يحيى بن زكرياء قطان از بكر بن عبد اللَّه بن حبيب كه گفت كه حديث كرد ما را تميم بن بهلول از پدرش از سليمان بن حفص مروزى از سليمان بن مهران كه گفت به حضرت جعفر بن محمد عليهما السلام گفتيم كه آيا جائز است كه كسى بگويد كه خداى عز و جل در مكانى است فرمود پاك و منزه ميشمارم خدا را و خدا از اين برتر است بدرستى كه خدا اگر در مكانى باشد حادث باشد زيرا كه باشندهء در مكان احتياج به مكان دارد و احتياج از صفات حادث است نه از صفات قديم .
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق « رضى » گفت كه حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد اللَّه كوفى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن اسماعيل برمكى از على بن عباس از حسين بن راشد از يعقوب بن جعفر جعفرى از ابو ابراهيم حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام كه فرمود خداى تبارك و تعالى پيوسته بود بدون زمان و مكانى و آن جناب اكنون چنان است كه بوده و هيچ مكانى از او خالى نباشد و هيچ جا به او اشتغال بهم نرسانيد كه آن جناب شاغل حيزى نشود و در مكانى حلول نكند .
ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا
و در ميانهء او و خلقش حجابى نيست غير از خلقش كه آن را آفريده