آفريده جز اين نيست كه او را وصف ميكنى باينكه آن جناب باقتدارش بر آنها و قدرت آنها را قرار داده و آفريده و ليكن او ضعيف نيست و عجز ندارد و به غير خود محتاج نيست .
« مترجم گويد » كه مؤلف بعد از ذكر اين حديث گفته كه محمد بن على مؤلف اين كتاب ميگويد كه ما چون بگوئيم كه خدا پيوسته قادر و توانا بوده به آن نفى عجز را از او اراده داريم و اثبات چيزى را با او اراده نداريم زيرا كه آن جناب عز و جل پيوسته يكى بوده كه هيچ چيز با او نبوده و به زودى فرق ميانه صفات ذات و صفات افعال را در بابش بيان خواهم كرد ان شاء اللَّه تعالى .
حديث كرد ما را حمزة بن علوى رحمه اللَّه گفت كه خبر داد ما را على بن ابراهيم از پدرش از محمد بن ابى عمير از عمر بن اذينه از حضرت صادق ( ع ) كه در قول خداى عز و جل
ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا
به آن معنى كه گذشت فرمود كه آن جناب يگانه واحدى الذات است كه شائبه تركيب و تعدد در آن نيست و از خلقش جدا است و خود را به اين وصف فرموده و او بهر چيزى احاطه دارد باشراف و احاطه و قدرت
لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ
يعنى دور نميشود از او همسنگ ذرهء از ذرات آفتاب يا مورچهء سرخ در آسمانها و نه در زمين و نه كوچكتر از اين و نه بزرگتر و حضرت فرمود يعنى باحاطه و علم نه بذات زيرا كه مكانها محدود است كه حدود چهارگانه آنها را فراهم آورده و گرداگرد آنها را فرو گرفته پس هر گاه بذات باشد گرداگرد فرو گرفتن بر او لازم آيد .
حديث كرد ما را تميم بن عبد اللَّه ، بن تميم قرشى گفت كه حديث كرد مرا پدرم از حمدان بن سليمان نيشابورى از على بن محمد بن جهم كه گفت كه در مجلس مأمون حاضر شدم و حضرت على بن موسى الرضا عليهما السلام در نزد او بود مأمون به آن حضرت عرض كرد كه يا ابن رسول اللَّه آيا از قول تو اين نيست كه پيغمبران معصوماند حضرت