تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
حضرت فرمود كه خداى عز و جل حقيقت حال را كه چگونه و چون سؤال از آنست بعرصهء وجود آورده بىآنكه چگونگى و چونى باشد و حقيقت مكان را كه كو و كجا سؤال از آنست موجود فرموده بىآنكه كو و كجائى باشد و اعتمادش بر قدرتش بود گفتند كه شهادت ميدهيم كه تو عالمى . مترجم گويد كه مؤلف بعد از ذكر اين حديث گفته است كه مصنف اين كتاب ميگويد كه مقصود آن حضرت بفرموده‌اش كه اعتمادش بر قدرتش بود يعنى بر ذاتش بود زيرا كه قدرت از صفات ذات خداى تعالى يعنى عين آنست : حديث كرد ما را محمد بن على ماجيلويه رحمه اللَّه از عمويش محمد بن ابى القاسم از احمد بن محمد بن خالد از محمد بن على كوفى از عبد الرحمن بن محمد بن ابى هاشم از احمد بن محمد ميثمى كه گفت در نزد ابو منصور طبيب بودم كه گفت مردى از اصحاب من مرا خبر داد و گفت كه من و ابن ابى العوجاء و عبد اللَّه بن مقفّع در مسجد الحرام بوديم پس ابن مقفّع گفت كه اين خلق را مىبينيد و به دستش بسوى موضوع طواف اشاره نمود از ايشان يك نفر نيست كه من نام انسانيت را از براى او ثابت گردانم مگر آن شيخ كه نشسته است يعنى جعفر بن محمد اما باقى ماندگان فرومايگان اراذل و چهار پايانند بن ابى العوجاء گفت كه چگونه اين نام را از براى آن شيخ ثابت ميگردانى و از براى اين گروه ثابت نميدانى گفت زيرا كه من در نزد او چيزى چند ديده‌ام كه آن را در نزد ايشان نديده‌ام ابن ابى العوجاء گفت كه ناچار بايد كه آنچه در شان او گفتى از او امتحان كنيم تا معلوم شود راوى ميگويد كه ابن مقفّع گفت كه اين را بفعل مياور زيرا كه من ميترسم كه آنچه را كه در دست دارى بو تو فاسد گرداند و طريقي كه دارى بدليل و برهان باطل سازد ابن ابى العوجاء گفت كه اعتقاد تو اين نيست و ليكن ميترسى كه اعتقاد تو در خصوص مدح آن حضرت و فرمود آوردنت او را در محلى كه وصف كردى در نزد من سست و ضعيف گردد ابن مقفّع گفت كه چون در مادهء من اين توهم نمودى و در باب من اين دروغ را گمان كردى برخيز و بخدمتش برو و آنچه ميتوانى خود را از لغزش محافظت كن و دقيقهء غافل مشو و عنان خويش را بسوى مدارائى و سهل انگارى ميل مده
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 118 | اردكانى / الشيخ الصدوق