تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
يا ترس ، آن را فاش مىگردانند » . و حضرت فرمود : « پس بپرهيزيد از فاش كردن » . 2807 / 2 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از محمد خزّار ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر كه حديث ما را بر ما فاش كند ، به منزلهء كسى است كه دانسته ، حقّ ما را انكار كرده » . راوى مىگويد كه : حضرت به معلّى بن‌خنيس فرمود كه : « فاش‌كنندهء حديث ما ، مانند كسى است كه دانسته ، منكر آن است » . 2808 / 3 . يونس ، از ابن مسكان ، از ابن ابى يعفور روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « هر كه حديث ما را بر ما فاش كند ، خداى عز و جل ايمان را از او بربايد » . 2809 / 4 . يونس ، از يونس بن يعقوب ، از بعضى از اصحاب خويش ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر كه حديث ما را فاش كند ، ما را به قتل خطا نكشته است ، و ليكن ما را به قتل عمد كشته » ( يعنى از روى قصد مرتكب كشتن ما شده است ) . 2810 / 5 . يونس ، از علا ، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « بنده در روز قيامت محشور مىشود ، و حال آنكه نَمى از خون به او نرسيده ؛ پس مانند شيشهء حجامت يا بالاتر از آن به سوى او دفع مىشود ، و به او گفته مىشود كه : اين بهرهء تو است از خون فلان كس . عرض مىكند كه : اى پروردگار من ! مىدانى كه تو روح مرا قبض كردى و من خونى را نريخته بودم . مىفرمايد : بلى ، از فلان كس روايت را شنيدى چنين و چنين ، و آن را بر او روايت كردى . پس آن روايت نقل شد ، تا به فلان پادشاه جبّار رسيد ، و او را به جهت آن كشت ، و اينك بهرهء تو است از خون او » . 2811 / 6 . يونس ، از ابن سنان ، از اسحاق بن عمّار ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه : حضرت ، اين آيه را تلاوت فرمود :
« ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ »
« 1 » ؛ يعنى : « آن خوارى و بيچارگى و خشم خدا بر ايشان ، به سبب آن است كه ايشان بودند كه كافر مىشدند به آيت‌هاى خدا ، و مىكشتند پيغمبران را به ناحق . آنكه مذكور شد ، به سبب اين بود كه گنهكار شدند ، و بودند كه از حد
هامش
( 1 ) . بقره ، 61 .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 97 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى