عبد الرحمان بن سيابه روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود :
« غيبت ، آن است كه در حق برادرت بگويى ، آنچه را كه خداى عز و جل آن را بر او پوشيده . امّا امرى كه ظاهر است در او ، مانند تيزى و تندى غيبت نيست . و بهتان ، آن است كه در حقّ او بگويى ، آنچه را كه در او نيست » .
باب در بيان روايت كردن سخنى به جهت ضرر بر مؤمن
149 . باب در بيان روايت كردن سخنى به جهت ضرر بر مؤمن
2764 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن سنان ، از مفضّل بن عمر روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود كه : « هر كه بر مؤمنى روايت و كلامى را روايت كند ، و سخنى از او بگويد ، و خواسته باشد كه به آن ، عيب او را بروز دهد ، و مروّت و جوانمردى او را درهم شكند ، تا از چشم مردمان بيفتد ، خداى - تعالى - او را از دوستى خود بيرون برد ، به سوى دوستى شيطان ؛ پس شيطان ، او را قبول نكند » .
2765 / 2 . از او ، از احمد ، از حسن بن محبوب ، از عبداللَّه بن سنان روايت است كه گفت :
به آن حضرت عرض كردم كه : عورت مؤمن بر مؤمن حرام است ؟ فرمود : « آرى » . عرض كردم كه : مقصودت از اين ، پايين تنهء او است . فرمود : « چنان نيست كه تو به سوى آن رفتهاى .
جز اين نيست كه مقصود از آن ، فاش كردن سرّ او است » .
2766 / 3 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از حسين بن مختار ، از زيد ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه ، در آنچه در حديث آمده است كه عورت مؤمن بر مؤمن حرام است ، كه آن حضرت فرمود : « مراد اين نيست كه عورتش كشف شود ، پس تو چيزى از آن را ببينى . جز اين نيست كه مقصود آن است كه بر او روايت كنى و سخنى بگويى كه باعث ضرر او باشد ، يا آنكه او را عيب كنى » .
باب در بيان شماتت
150 . باب در بيان شماتت « 1 »
2767 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از حسن بن على بن فضّال ، از ابراهيم بن محمد اشعرى ، از ابان بن عبْد الملك ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه
هامش
( 1 ) . و شَماتت - به فتح شين - ، شادى كردن است بر مكروهى كه به دشمن رسد . ( مترجم )