تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
« 1 » ؛ يعنى : به درستى كه آنان كه دوست مىدارند كه فاش گردد خصلت ناشايست كه آن زنا است و انواع قبائح و زشتىها ، در بارهء آنان كه ايمان آورده‌اند ، از براى ايشان است عذابى دردناك يا دردآورنده » . 2759 / 3 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از حسن بن على وشّآء ، از داود بن سرحان روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از غيبت . فرمود كه : « غيبت ، آن است كه از براى آنكه برادر تو است ، در دينش چيزى را بگويى كه نكرده باشد ، و بر او امرى را ثابت گردانى كه خداى عز و جل آن را بر او پوشيده باشد ، و در آن بر او حدّى از حدودى كه در شرع مقرّر است ، اقامه نشده باشد » . 2760 / 4 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن ابىعبداللَّه ، از پدرش ، از هارون بن حجم ، از حفص بن عمر ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله سؤال شد كه كفّارهء غيبت كردن چيست ؟ فرمود كه : از خدا آمرزش مىطلبى براى كسى كه او را غيبت كرده‌اى ، در هر زمان كه او را ياد كنى » . 2761 / 5 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حسن بن محبوب ، از مالك بن عطيّه ، از ابن ابى يعفور ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر كه بر مرد مؤمن يا زن مؤمنه‌اى بهتان بندد به آنچه در او نيست ، خدا او را در طينت خبال محشور گرداند و در آن بدارد ، تا از عهدهء آنچه گفته بيرون آيد » . عرض كردم كه : طينت خبال چيست ؟ فرمود كه : « چرك و خونابه‌اى است كه از فرج‌هاى زنان زناكار بيرون مىآيد » . 2762 / 6 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از عبّاس بن عامر ، از ابان ، از مردى كه ما او را نمىدانيم ، مگر يحيى ازرق روايت كرده است كه گفت : امام موسىكاظم عليه السلام به من فرمود كه : « هر كه مردى را از پشت سرش ذكر كند به آنچه در او موجود است ، از آنچه مردم آن را شناخته‌اند و شهرت يافته ، او را غيبت نكرده . و هر كه او را ياد كند از پشت سرش به آنچه در او موجود است ، از آنچه مردم آن را نشناخته‌اند و به آن خبر ندارند ، او را غيبت كرده است . و هر كه او را مذكور سازد به آنچه در او نيست ، به حقيقت كه بر او بهتان بسته است » . 2763 / 7 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس بن عبد الرحمان ، از
هامش
( 1 ) . نور ، 19 .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 73 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى