باب در عطاس و تسميت
15 . باب در عطاس و تسميت « 1 »
3679 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حسين بن سعيد ، از نضر بن سويد ، از قاسم بن سليمان ، از جرّاح مدائنى روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « از جملهء حقى كه مسلمان را بر برادرش هست ، آن است كه بر او سلام كند ، چون به او برسد ، و او را عيادت كند ، چون بيمار شود ، و از برايش خيرخواهى كند ، چون پنهان باشد ، و او را دعا خير كند ، چون عطسه زند ، مىگويد كه : الحمُدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمينَ لاشَريكَ لَهُ ؛ يعنى : « همهء ستايش از براى خدايى است كه پروردگار همهء جهانيان است ، در حالى كه هيچ شريكى نيست از برايش » . و به او مىگويد كه : يَرْحَمُكَ اللَّهُ ؛ يعنى : « خدا تو را رحمت كند » .
پس او را جواب مىدهد و به او مىگويد كه : يَهْديكُمُ اللَّهُ وَيُصْلِحُ بالَكُمْ ؛ يعنى : « خدا شما را هدايت كند ، و راه راست نمايد در دنيا به كارهاى خير و صواب ، و در آخرت به درجات فوز و ثواب ، و حال شما را در هر دو جهان به اصلاح آورد » . و ديگر آنكه او را اجابت كند ، چون او را بخواند ، و در پى او برود ، چون بميرد » .
3680 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از هارون بن مسلم ، از مسعدة بن صدقه ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : چون مرد عطسه كند ، او را دعا كنيد ، و اگرچه در پس جزيرهاى باشد » .
و در روايت ديگر است كه : « و اگرچه در پس دريا باشد » .
3681 / 3 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از حسن بن على ، از مثنّى ، از اسحاق بن يزيد و معمّر بن ابى زياد و ابن رئاب روايت كرده است كه گفتند : در نزد امام جعفر صادق عليه السلام
هامش
( 1 ) . و عطاس - به ضمّ عين - ، عطسه است و عطسه زدن و عارضهاى كه از آن عطسه آيد ، و تسميت - با سين سعفص - ، دعا كردن است از براى عطسهكننده ، و دعا به خير كردن كسى را ، و نام خدا بر چيزى بردن ، و تشميت - با شين قرشت - نيز اين معنى دارد ، و خلافى در اين نيست كه در تسميتِ عطسهزننده هر دو جائز است ، و ليكن در اين خلاف است كه آيا مختار كدام است ؛ پس تغلب ، اوّل را مختار دانسته ؛ زيرا كه آن ماخوذ است از « سمت » ، و آن راه راست و روشن است . و ابوعبيد گفته كه : شين در كلام ايشان ، اعلى و بيشتر است ، و آن از « شوامت » است ؛ يعنى پاىها . و معنى آن دعا است به ثبات و استقامت ، يا از شماتت است ، و آن شادى كردن است بر مكروهى كه دشمن را رسد . و معنى تشميت اين مىشود كه : خداى - تعالى - تو را دور گرداند از شماتت ، و دور سازد از تو آنچه را كه به واسطهء آن بر تو شماتت مىشود ، چنان كه در فارسى به عاطس مىگويند كه : خير باشد ، و ليكن نظر به احاديث باب ، قول تغلب اولى است . ( مترجم )