تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
نشسته بوديم ، در وقتى كه مردى عطسه كرد ، و هيچ‌يك از آن گروه چيزى بر او رد نكرد ، تا آنكه آن حضرت آغاز نمود و فرمود : « سبحان اللَّه ! چرا تَسميت و دعا نكرديد ؟ به درستى كه از جملهء حقّ مسلمان بر مسلمان آن است كه او را عيادت كند ، چون از درد بنالد و ناخوش شود ، و دويم آنكه او را اجابت كند ، چون او را بخواند ، و سيم آنكه به جنازه‌اش حاضر شود ، چون بميرد ، و چهارم آنكه او را تسميت و دعا گويد ، چون عطسه كند » . 3682 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از صفوان بن يحيى روايت كرده است كه گفت : در نزد امام رضا عليه السلام بودم كه عطسه كرد . گفتم كه : صلى اللَّه عليك . بعد از آن ، عطسه كرد . گفتم كه : صلى اللَّه عليك . بعد از آن ، عطسه كرد . گفتم كه : صلى اللَّه عليك ، و به آن حضرت عرض كردم كه : فداى تو گردم ! چون مثل تو عطسه كند ، به او بگوييم كه : يرحمك اللَّه ، چنان كه بعضى از ما به بعضى مىگويد ، يا چنان كه ما مىگوييم ، بگوييم ؟ حضرت عليه السلام فرمود : « آرى » . و فرمود : « آيا نمىگويى كه : صلى اللَّه على محمد و آل محمد ؛ يعنى : صلوات فرستد خدا بر محمد و آل محمد ، و ايشان را رحمت كند » ؟ عرض كردم : بلى ، مىگويم . فرمود : « آيا خدا محمد و آل محمد را رحمت فرموده و خود مبادرت به جواب نموده ؟ » . فرمود : « بلى ، و به تحقيق كه بر او صلوات فرستاده و او را رحمت كرده ، و جز اين نيست كه صلوات ما بر او ، رحمت از براى ما و قربت است » ( يعنى و همچنين است صلوات شما بر ما ) . 3683 / 5 . از او ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از احمد بن محمد بن ابى نصر روايت است كه گفت : شنيدم از حضرت امام رضا عليه السلام كه مىفرمود : « دهان دره كردن - يعنى خميازه - از جانب شيطان است ، و عطسه از جانب خداى عز و جل » . 3684 / 6 . على بن محمد ، از صالح بن ابى حمّاد روايت كرده است كه گفت : امام موسى كاظم عليه السلام را سؤال كردم از عطسه ، و از آنكه علّت در حمد خدا بر آن چيست ؟ فرمود : « به درستى كه خدا را بر بنده‌اش نعمت‌ها است در باب صحّت بدن و سلامت جوارح و اعضايش ، و به درستى كه بنده ذكر خداى عز و جل را بر آن فراموش مىكند ، و چون فراموش كند ، خدا باد را امر فرمايد كه در بدنش جولان زند و بگردد . بعد از آن ، آن باد را از بينيش بيرون آورد ؛ پس خدا را بر آن ستايش كند ، و ستايشش در نزد آن ، شكر و سپاس‌گزارى باشد از براى آنچه فراموش كرده » .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 737 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى