تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
باعث دورى تو باشد ، و دورى مكن ، كه خوارى يا بى « 1 » ، هر جنبنده‌اى مانند خود را دوست مىدارد « 2 » ، و به درستى كه فرزند آدم مثل خود را دوست مىدارد . و جامهء خود را باز مگشا ، مگر در نزد طالب و جويندهء آن . چنان كه در ميانهء گرگ و گوسفند دوستى نيست ، همچنين در ميان نيكوكار و نابكار دوستى نيست . هر كه به زِفت « 3 » نزديك شود ، پاره‌اى از آن به او مىآويزد [ و آلوده شود ] . همچنين هر كه با نابكار مشاركت مىكند ، چيزى از طريق‌ها و روش‌هاى او را مىآموزد ، و هر كه ستيزه و جدال را دوست دارد ، دشنام داده خواهد شد ، و هر كه در مدخل‌هاى بد داخل شود ، متّهم مىشود ، و هر كه با همنشين بد همنشينى كند ، سالم و بىآفت نباشد ، و هر كه مالك زبانش نباشد و اختيار آن را نداشته باشد ، پشيمان مىشود » . 3623 / 10 . ابو على اشعرى ، از محمد بن عبد الجبّار ، از ابن ابى نجران ، از عمر بن يزيد ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « با اهل بدعت‌ها مصاحبت مكنيد و با ايشان منشينيد ، كه در نزد مردم چون يكى از ايشان خواهيد شد . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : مرد بر كيش دوست و يار و همنشين خود است » . 3624 / 11 . ابو على اشعرى ، از محمد بن عبد الجبّار ، از حجّال ، از على بن يعقوب هاشمى ، از هارون بن مسلم ، از عبيد بن زراره روايت كرده است كه گفت : حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « بپرهيز از دوستى كردن با مصاحب احمق ؛ زيرا كه تو در وقتى كه از جانبش خوشحال‌تر باشى « 4 » ، نزديك‌تر است ( يا نزديك‌ترى به حسب اوقات ) ، به غمگين كردن تو » .
هامش
( 1 ) . و مراد اين است كه ، در باب نزديكى و اظهار خصوصيّت و دورى با مردم ، ميانه‌رو باش . و بعضى گفته‌اند كه : شايد معنى آن ، اين باشد كه ، به نابكار نزديك مشو ، كه همين نزديكى ، بيشتر تو را از خوبى دور مىگرداند ، و از خوبى دور مشو ، كه در دنيا و آخرت خوار و رسوا شويد . و اوّل ، به حسب عبارت و ظاهر كلام ، اظهر است ، و اگرچه دويم ، به حسب باب ، مناسبت و وجهى دارد . ( مترجم ) ( 2 ) . چنان كه شاعر گفته كه :كبوتر با كبوتر ، باز با باز * كند همجنس با همجنس پرواز ( مترجم )( 3 ) . و زفت - به كسر زاى هوّز - ، چيزى [ چسبنده ] است مانند قير ، كه در زمين پيدا شود ، و از درخت نيز پيدامىشود . ( مترجم ) ( 4 ) . و در بعضى از نسخ ، به جاى از جانبش ، از آن زمان كه با او راز گويى ، مذكور است . ( مترجم )