از هشام بن سالم ، از معلّى بن خنيس ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : خداى عز و جل فرموده است كه : هر كه بندهء مؤمن مرا خوار كند ، به حقيقت كه با من جنگ كرده و دشمنى را آشكار نموده ، و گويا كه تير به جانب من انداخته است » .
2741 / 7 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى و ابو على اشعرى ، از محمد بن عبد الجبّار و هر دو ، از ابن فضّال ، از على بن عقبه ، از حمّاد بن بشير روايت كردهاند كه گفت :
شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : خداى عز و جل فرموده است كه : هر كه دوستى از دوستان مرا خوار گرداند ، به حقيقت كه خود را از براى جنگ من آماده ساخته . و هيچ بندهاى به سوى من تقرّب نجسته است ، به چيزى كه در نزد من دوستتر باشد ، از چيزى كه بر او واجب گردانيدهام . و به درستى كه بنده تقرّب مىجويد به سوى من ، به عمل سنّتى كه بر او واجب نيست ، تا آنكه او را دوست دارم ؛ پس هرگاه او را دوست دارم ، گوش او باشم كه به آن مىشنود ، و چشم او باشم كه به آن مىبيند ، و زبان او باشم كه به آن سخن مىگويد ، و دست او باشم كه به آن از روى شدّت مىگيرد . اگر مرا بخواند ، او را اجابت كنم ، و اگر از من درخواهد ، به او عطا فرمايم . و از چيزى يا در چيزى كه من فاعل و كنندهء آنم ، آن قدر تردّد ندارم ، مانند تردّدى كه در نزد مردن بندهء مؤمن خود دارم . او مرگ را ناخوش دارد ، و من از آنچه او ناخوش دارد ، خوش ندارم » .
2742 / 8 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از اسماعيل بن مهران ، از ابو سعيد قمّاط ، از ابان بن تغلب ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود :
« چون پيغمبر صلى الله عليه و آله را به آسمان بردند ، عرض كرد كه : اى پروردگار من ! حال مؤمن در نزد تو چون و چگونه است ؟ فرمود كه : يا محمد ! هر كه دوستى از دوستان مرا خوار گرداند ، به حقيقت كه با من مبارزه نموده است به جنگ « 1 » ، و من از هر چيزى شتابانترم به سوى يارى دوستانم . و از چيزى كه من فاعل آنم ، آن قدر تردّد ندارم ، مانند تردّدى كه از وفات مؤمن دارم . او مرگ را ناخوش دارد ، و من اندوهگينى او را خوش ندارم . و به درستى كه از جملهء بندگان مؤمن من ، كسى است كه چيزى از برايش صلاحيّت ندارد ، مگر بىنيازى . و اگر او را به سوى غير آن صرف كنم [ / بگردانم ] ، هر آينه هلاك شود . و به درستى كه از جملهء بندگان
هامش
( 1 ) . و مبارزه ، از ميان صف بيرون شدن است از براى جنگ .