تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
كه : « آيا مردمانى هستند غير از شيعيان ما . پس هر كه نماز را نشناسد ، حقّ ما را انكار كرده است » . بعد از آن ، فرمود كه : « اى سعد ! آيا مىخواهى كه سخن قرآن را به تو بشنوانم ؟ » سعد مىگويد كه : عرض كردم : بلى ، خدا بر تو صلوات فرستد ! فرمود كه : «
« إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ »
« 1 » ؛ يعنى : « به درستى كه نماز باز مىدارد از كارى كه نزد عقلا قبيح است ، و از عملى كه شرعاً منتهى عنه است » . و هر آينه ياد خدا بزرگ‌تر است » . و حضرت فرمود كه : « پس نهى ، سخن گفتن است ، و فحشا و منكر ، مردانى چندند ، و ماييم ذكر خدا ، و ما بزرگ‌تريم » . 3474 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از نوفلى ، از سكونى ، از امام جعفر صادق عليه السلام ، از پدرانش عليهما السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : اى مردمان ! به درستى كه شما در دار هدنه ( يعنى خانهء صلح و آشتى ) قرار داريد ، و شما بر جناح [ / بال ] سفريد ، و رفتن با شما شتاب مىكند و شما را زود مىبرد ، و شب و روز را كه ديده‌ايد و آفتاب و ماه كه هر نويى را كهنه مىكنند ، و هر دورى را نزديك مىسازند ، و هر وعده‌شده را مىآورند . پس جهاز و كار و كارسازى را آماه سازيد از براى دورى گذر و گذرگاه » . حضرت فرمود كه : « پس مقداد بن اسود برخاست و عرض كرد كه : يا رسول اللَّه ! دار هدنه چيست ؟ فرمود : خانهء بلاغ و انقطاع « 2 » . و چون فتنه‌ها بر شما مشتبه شود مانند پاره‌هاى شب تار ، پس بر شما باد به قرآن ؛ زيرا كه آن شفاعت‌كننده‌اى است كه شفاعتش قبول مىشود ، و غمّازى است كه تصديق كرده مىشود « 3 » ، هر كه آن را در پيش روى خود قرار دهد كه آن را پيروى كند ، او را به سوى بهشت كشاند ، و هر كه آن را در پشت سر خود قرار دهد ، او را به سوى آتش دوزخ براند ، و آن راهنمايى است كه بر بهترين راه‌ها دلالت مىكند ، و آن كتابى است كه تفصيل و بيان هر چيز در آن است ، و آن سخنى است جداكنندهء ميان حق و باطل ، و
هامش
( 1 ) . عنكبوت ، 45 . ( 2 ) . يعنى جايى كه اين كس را به جايى مىرساند و تمام مىشود و از آن تعبير مىشود به « خواجه به‌ده‌رسان » . ( مترجم ) ( 3 ) . يعنى هر كه آن را پيروى نمايد و عمل كند به آنچه در آن است ، شفاعت او خواهد كرد ، و آن شافعى است‌مقبول الشّفاعة ، در باب عفو از لغزش‌ها كه از او سر زده است ، و هر كه عمل به آن را ترك كند ، در باب بدىهاى او سخن‌چينى كند و به خدا عرض نمايد ، و در آنچه از بدىهاى او كه به خدا عرض نمايد ، خدا او را تصديق فرمايد . ( مترجم )