تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
حضرت فرمود كه : « پس او را مىبرد به نزد حضرت ربّ العزّت - تبارك و تعالى - و عرض مىكند كه : اى پروردگار من ! اينك بندهء تو است ، و تو داناترى به او . به حقيقت كه در باب من تعب كشنده بود ، و بر خواندن من مواظبت و مداومت مىنمود ، و به سبب من دشمنى مىكرد ، و در باب من دوستى و دشمنى را به جا مىآورد . پس خداى عز و جل مىفرمايد كه : بندهء مرا در بهشت من درآوريد ، و او را حلّه‌اى از حلّه‌هاى بهشت بپوشانيد ، و تاجى بر سر او بگذاريد ؛ پس چون با او چنين كنند ، او را به قرآن بنمايند ، و به آن گفته شود كه : آيا خشنود شدى به آنچه با دوست تو شد ؟ عرض مىكند كه : اى پروردگار من ! به درستى كه من اين را از برايش كم مىشمارم ، پس از برايش زيادتى همهء خوبىها را زياد كن . پس خداى عز و جل مىفرمايد كه : به عزّت و جلال و برترى و ارتفاع مكان خودم سوگند ياد مىكنم ، كه امروز او را پنج چيز عطا كنم ، با زيادتى از براى او ، و از براى هر كه به منزلهء او باشد . بدان و آگاه باش ! كه ايشان جوانانى چندند كه پير نمىشوند ، و تندرستانى كه بيمار نمىشوند ، و بىنيازانى كه فقير و محتاج نمىشوند ، و شادانى كه غمناك نمىشوند ، و زندگانى كه نمىميرند » . پس حضرت اين آيه را تلاوت فرمود كه :
« لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى »
« 1 » ؛ يعنى : « نمىچشند در بهشت مرگ را ، مگر مرگ اوّل » « 2 » . سعد مىگويد كه : عرض كردم : يا ابا جعفر ! فداى تو گردم ! آيا قرآن سخن مىگويد ؟ حضرت تبسّم فرمود و فرمود كه : « خدا ضعيفان از شيعيان ما را رحم كند ، كه ايشان اهل تسليم‌اند كه آنچه از ما مىشنوند ، تسليم مىكنند و اذعان مىنمايند » . بعد از آن ، فرمود كه : « آرى ، اى سعد ! و نماز نيز سخن مىگويد ، و آن را صورت و خلقتى است ، امر مىكند و نهى مىنمايد » . سعد مىگويد كه : رنگ من به جهت اين سخن متغيّر شد ، و عرض كردم كه : اينك چيزى است كه نمىتوانم به آن در ميان مردمان سخن كنم . پس حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود
هامش
( 1 ) . دخان ، 56 . ( 2 ) . و مراد اين است كه در آخرت مرگ را درنيابند ، ليكن مرگ اوّل را كه در دنيا است ، دريافته‌اند ، يا نچشند در آخرت مرگ را ، مگر مرگ اوّل ، و چشيدن مرگ اوّل كه در زمان گذشته اتّفاق افتاده ، در زمان آينده محال است ؛ پس چشيدن مرگِ متعلّق بر آن محال نيز ، محال باشد . و بعضى گفته‌اند كه : الّا ، به معنى بعد است ؛ يعنى بعد از مرگ اوّل كه در دنيا چشيده‌اند ؛ و همهء معانى ، در معنى مراد كه جاويد بودن ايشان است ، اتّفاق دارند . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 603 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى