كه تو بر هر كه تو بر هر چيز توانايى .
اى كسى كه كم شد شكر من ، پس نوميد نكرد مرا ! و بزرگ شد گناه من ، پس رسوا نكرد مرا ! و ديد مرا بر نافرمانىها ، پس به ناخوشى و ناگهانى باز نداشت مرا ! و آفريد مرا از براى آنچه آفريد مرا ، پس كردم غير آن چيزى را كه آفريد مرا از براى آن ، پس خوب آقايى هستى تو ! اى بزرگ من ! و بد بندهاى هستم من . يافتى مرا ، و خوب جويندهاى هستى تو ، پروردگار من ! و بد جستهشدهاى . يافتى مرا ، بندهء تو ، پسر بندهء تو ، كه پسر كنيز تو است ، در پيش روى تو است ، آنچه خواستى ، كردى با من .
خداوندا ! خاموش شدند آوازها ، و آرام گرفتند جنبشها ، و خلوت كرد هر دوستى با دوست خود ، و خلوت كردم با تو ، تويى دوست داشته شده به سوى من .
خداوندا ! پس بگردان خلوت مرا از خود در اين شب ، آزادى از آتش دوزخ . اى كسى كه نيست دانايى را زبَر او صفتى ! اى كسى كه نيست آفريدهاى را غير او قوّتى ! اى اوّل ، پيش از هر چيزى ! و اى آخر ، بعد از هر چيزى ! اى كسى كه نيست او را اصل و بنيادى ! و اى كسى كه نيست آخر او را نابودى ! و اى كاملتر نعت شده ! « 1 » و اى بخشندهتر بخشندگان ! و اى كسى كه دانشمندى دارد بر لغت و زبانى كه خوانده شود به آن ! و اى كسى كه عفوش ديرينه است ، و گرفتنش سخت ، و پادشاهيش راست ايستاده ! سؤال مىكنم تو را به نام تو ، كه رو به رو سخن گفتى به آن با موسى . اى خدا ! اى بخشاينده ! اى مهربان ! اى كه نيست خدايى ، مگر تو !
خداوندا ! تويى پناه نيازمندان ، سؤال مىكنم تو را كه صلوات فرستى بر محمد و آل محمد ، و آنكه داخل گردانى مرا در بهشت ، به رحمت خود » .
3471 / 34 . محمد بن يحيى ، از محمد بن احمد ، از محمد بن وليد ، از يونس روايت كرده است كه گفت : به امام رضا عليه السلام عرض كردم كه : دعايى به من تعليم فرما و مختصر كن . فرمود :
« بگو كه : يَا مَنْ دَلَّنِي عَلى نَفْسِهِ ، وَ ذَلَّلَ قَلْبِي بِتَصْدِيقِهِ ، أَسْأَلُكَ الْأَمْنَ وَ الْإِيمَانَ ؛ اى كسى كه رهنمايى كرد مرا بر خودش ، و رام گردانيد دل مرا به باور داشتنش ! سؤال مىكنم تو را ايمنى و ايمان » .
3472 / 35 . على بن ابى حمزه ، از بعضى از اصحاب خويش ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه : « مردى به خدمت اميرالمؤمنين - صلوات اللَّه عليه - آمد و عرض كرد كه : يا
هامش
( 1 ) . يعنى خدايى كه بهترين صفات را دارد .