تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
كارها ، فرود آورده‌ام آن را بر تو ، و شكايت كرده‌ام آن را به سوى تو ، رغبت دارندهء به سوى تو در آن ، از كسى كه غير تو است ، به حقيقت فرج داده‌اى آن را ، و كفايت كرده‌اى آن را ، پس تويى ولى همه نعمت ، و صاحب هر حاجت ، و پايان هر رغبت ؛ پس تو را است ستايش بسيار ، و تو را است منّت افزون آمده » . 3470 / 33 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از منصور بن يونس ، از ابى بصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « بگو : اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ قَوْلَ التَّوَّابِينَ . . . وَأَنْ تُدْخِلَنِيَ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ ؛ خداوندا ! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را گفتِ توبه‌كاران و كار ايشان ، و روشنى پيغمبران و راستى ايشان ، و رهايى جهادكنندگان و ثواب ايشان ، و سپاس‌گزارى برگزيدگان و خير خواهى ايشان ، و كار يادكنندگان و يقين ايشان ، و ايمان دانايان و دانشمندى ايشان ، و عبادت كردن فروتنان و فروتنى ايشان ، و حكم دانشمندان و روش ايشان ، و ترس پرهيزكاران و خواهش ايشان ، و باور داشتن مؤمنان و توكّل ايشان ، و اميد نيكوكاران و نيكى ايشان . خداوندا ! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را ثواب شكركنندگان ، و جاه و مرتبه مقرّبان ، و رفاقت پيغمبران . خداوندا ! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را ترس كاركنان از براى تو ، و كار ترسندگان از تو ، و فروتنى عبادت‌كنندگان از براى تو ، و يقين توكّل‌كنندگان بر تو ، و توكّل ايمان‌آورنده‌ها به تو . خداوندا ! به درستى كه تو به حاجت من داناى غيرِ آموزنده شده‌اى ، و تو از براى آنان وسعت دارندهء غير تكلف‌كننده‌اى ، و تويى آنكه خسته نمىكند او را سائلى ، و كم نمىكند تو را عطا ، و نمىرسد به مدح تو گفتِ گوينده‌اى ، چنانى كه مىگويى ، و زبَرِ آنچه مىگوييم . خداوندا ! قرار ده از برايم فرجى نزديك ، و مزدى بزرگ ، و پوششى نيكو . خداوندا ! به درستى كه تو مىدانى ، و من با ستم بر نفسم و اسرافم بر آن ، فرا نگرفته‌ام از برايت ضدّى را ، و نه همتايى و نه زنى و نه فرزندى . اى كسى كه در غلط نمىافكند او را سائل ! اى كسى كه مشغول نمىكند او را چيزى از چيزى ، و نه شنيدنى از شنيدنى ، و نه ديدنى از ديدنى ، و دلتنگ نمىسازد او را مبالغه كردنِ مبالغه‌كنندگان ! سؤال مىكنم تو را كه اندوه را ببرى از من ، در همين ساعت ، از جايى كه نمىپندارم . به درستى كه تو زنده مىگردانى استخوان‌ها را ، و آنها پوسيده‌اند ، و به درستى