تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
اميرالمؤمنين ! مرا مالى بود كه آن را به ميراث يافته بودم ، و يك درهم از آن را در طاعت خداى - تعالى - خرج نكردم . بعد از آن ، مالى را كسب كردم ، و يك درهم از آن را در طاعت خداى - تعالى - صرف نكردم . پس دعايى به من تعليم فرما كه آنچه رفته ، بر من جانشين شود ، و آنچه كرده‌ام ، از برايم آمرزيده شود ، يا كارى كه من آن را به جا آورم . حضرت فرمود : بگو . عرض كرد كه : يا اميرالمؤمنين ! چه چيز بگويم ؟ فرمود : بگو ، چنان كه من مىگويم : يَا نُورِي فِي كُلِّ ظُلْمَةٍ . . . وَلَا تَفْعَلْ بِي مَا أَنَا أَهْلُهُ ؛ اى روشنيم در هر تاريكى ! و اى انيس من در هر وحشت ! و اى اميد من در هر اندوه ! و اى معتمد من در هر سختى ! و اى رهنماى من در گمراهى ! تو رهنماى منى ، چون بريده شود رهنمايى راهنمايان ، كه به درستى كه رهنمايى تو بريده نمىشود ، و گمراه نمىشود كسى كه هدايت كرده‌اى . انعام كردى بر من ، پس تمام گردانيدى ، و روزى دادى مرا ، پس بسيار كردى ، و پروريدى و طعام دادى مرا ، پس نيكو كردى پرورش و خوردنى و آشاميدنى مرا ، و بخشيدى به من و بخشش را تمام كردى ، بدون سزاوارى از براى آن مىكنى با من ، و ليكن آغاز كردن از تو [ است ] به جهت كرمت و بخششت ، پس نيرومند شدم به كرم تو بر نافرمانىهاى تو ، و نيرومند شدم به روزى تو بر خشم تو ، و نابود گردانيدم عمر خود را در آنچه حرمت نمىدارى ؛ پس باز نداشت تو را دليرى من بر تو ، و مرتكب شدنم آنچه را كه باز داشته‌اى مرا از آن ، و در آمدنم در آنچه حرام ساخته‌اى بر من ، از آنكه برگردى بر من به فضل خود ، و باز نداشت مرا بردبارى تو از من ، و برگشتنت بر من به فضل تو ، از آنكه برگردم در نافرمانىهاى تو ، پس تويى به غايت برگردنده به فضل ، و منم به غايت برگردنده به نافرمانىها ؛ پس اى كريم‌تر كسى كه اقرار شده از برايش به گناه ! و اى عزيزتر كسى كه فروتنى كرده از برايش به گناه ! به جهت كرم تو اقرار كردم به گناه خود ، و به جهت عزّت تو فروتنى نمودم به خوارى خود ، پس تو چه خواهى كرد با من در كرمت ، و اقرار من به گناه من ، و عزّت تو ، و فروتنى من به خوارى من . بكن با من ، آنچه تو سزاوار آنى ، و مكن با من ، آنچه من سزاوار آنم » . ( تمام شد كتاب فضل دعا ، و الحمد للَّه‌ربّ العالمين )