تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
نزد نعمت ، و نيكوترين صبر در نزد مصيبت ، و زيادترين شكر در نزد جاى شكر ، و گردن نهادن در نزد شبهه‌ها . و سؤال مىكنم تو را ، توانايى در طاعت تو ، و ناتوانى از معصيت تو ، و گريختن به سوى تو از تو ، و نزديك شدن به سوى تو . پروردگارا ! از براى آنچه خشنود شدى ، و جستن هر چه را كه خشنود سازد تو را از من ، در خشم آوردن خلق تو ، به جهت طلب كردن مر خشنودى تو . پروردگارا ! كيست كه اميد دارم او را ، اگر رحم نكنى مرا ؟ يا كيست كه برگردد بر من ، اگر دور گردانى مرا ؟ يا كيست كه نفعى بخشد مرا عفو او ، اگر بازخواست كنى مرا ؟ يا كيست كه اميد دارد بخشش‌هاى او را ، اگر تو نوميد كنى مرا ؟ يا كيست كه تواند نوازش مرا ، اگر خوار كنى مرا ؟ يا كيست كه زيان رساند مرا خوارى او ، اگر بنوازى مرا ؟ پروردگارا ! چه بد است كردار من ، و زشت است كار من ، و سخت است دل من ، و دراز است اميد من ، و كوتاه است زمان عمر من و جرات من بر نافرمانيم كسى را كه آفريده مرا . پروردگارا ! و چه خوب است بلاى تو در نزد من ، و هويدا است نعمت‌هاى تو بر من . بسيار شد بر من از تو نعمت‌ها ، پس ضبط نمىكنم آنها را ، و كم شد از من شكر در آنچه بخشيده‌اى به من آن را ، پس شاد شدم به نعمت‌ها ، و متعرّض شدم به عقوبت‌ها ، و غافل شدم از ذكر ، و مرتكب نادانى گرديدم ( و بر آن سوار شدم ) ، بعد از دانش ، و درگذشتم از عدل به سوى ظلم ، و تجاوز كردم از نيكى به سوى گناه ، و گرديدم به سوى گريختن از ترس و اندوه ؛ پس چه كوچك است خوبىهاى من ، و كم است آنها در جنب بسيارى گناهان من ، و چه بسيار است گناهانم ، و بزرگ است آنها بر اندازهء كوچكى خلق من و ضعف و ناتوانى ستون من [ پروردگارا ! ] و چه دراز است اميد من ، در جنب كوتاهى مدّت عمر من ، و كوتاه است مدّت عمر من ، در جنب دورى اميد من ، و چه زشت است نهانى من ، در جنب آشكارى من . پروردگارا ! نيست حجّتى مرا ، اگر حجّت آورم ، و نه بهانه‌اى از برايم ، اگر بهانه جويم ، و نه شكرى از برايم ، اگر آزموده شوم ، اگر يارى نكنى مرا به شكر آنچه نعمت داده شدم . پروردگارا ! چه سبك است ترازويم در فردا ، اگر فزونى ندهى آن را ، و لغزنده است زبانم ، اگر ثابت ندارى آن را ، و سياه است رويم ، اگر سفيد نگردانى آن را . پروردگارا ! چگونه است مرا ، و چه كنم با گناهانى كه پيشى گرفت از من ، به حقيقت كه شكسته شده است به جهت آنها ركن‌هاى من .