فرستادگانش ، و به همهء آنچه فرود آورده است آن را بر همهء فرستادگان ، و آنكه وعدهء خدا راست است ، و ديدار او درست ، و راست گفت خدا ، و رسانيدند فرستادگان ، و ستايش مر خدايى را است كه پروردگار جهانيان است ، و تنزيه مىكنم خدا را ، در هر زمان كه تنزيه كند خدا را چيزى ، و چنان كه دوست مىدارد خدا را كه تنزيه شود ، و ستايش مر خدايى را است ، در هر زمان كه بستايد خدا را چيزى ، و چنان كه دوست مىدارد كه ستوده شود ، و نيست خدايى ، مگر خدا ، در هر زمان كه تهليل كند خدا را چيزى ، و چنان كه دوست مىدارد خدا [ كه ] تهليل شود ، و خدا بزرگتر است ، در هر زمان كه تكبير كند خدا را چيزى ، و چنان كه دوست مىدارد خدا كه تكبير شود .
خداوندا ! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را كليدهاى خوبى ، و آخرهاى آن و تمامهاى آن و فائدهء آن و بركتهاى آن ، و آنچه رسيده است به دانش آن دانش من ، و آنچه نارسا است از ضبط آن نگاه دارى من . خداوندا ! آشكار كن از براى من اسباب شناخت آن ، و بگشا از برايم درهاى آن را ، و بپوشان مرا به بركتهاى رحمت خود ، و منّتگذار بر من به نگاه داشتن از دور كردن از دين خود ، و پاك گردان دل مرا از شك ، و مشغول مكن مرا به دنياى من و شتابان زندگى من ، از آجل و آيندهء ثواب آخرت من ، و مشغول ساز دل مرا به حفظ آنچه نمىپذيرى از من نادانى آن را ، و رام گردان از براى من خوبى زبان مرا ، و پاك گردان دل مرا از نمايش ، و روان مساز آن را در پيوندهاى اندام من ، و بگردان كار مرا خالص از براى خدا .
خداوندا ! به درستى كه من پناه مىبرم به تو از بدى و نوعهاى زشتىها ، همهء آنها ، آشكار آنها و نهان آنها ، و غفلتهاى آنها ، و همهء آنچه اراده مىكند مرا به آن ديو سركش راندهشده ، و آنچه اراده مىكند مرا به آن پادشاه ستيزهكار ، از آنچه احاطه كردهاى به دانش آن ، و تويى توانا برگردانيدن آن از من .
خداوندا ! به درستى كه من پناه مىبرم به تو از شب درآيندگان ، پرى و آدميان ، و بزرگان باد و گردبادهاى ايشان ، و سختىهاى ايشان و كيدهاى ايشان ، و حضورگاههاى فاسقان ، از پرى و آدميان ، و از آنكه لغزانيده شوم از دين خود ، پس تباه شود بر من آخرتم ، و از آنكه باشد آن از ايشان زيانى بر من در اسباب زندگانيم ، يا پيش آيد زحمتى كه برسد به من از ايشان ، كه نيست توانايى از برايم به آن ، و نه شكيبايى از برايم بر برداشتن آن . پس البتّه ميازما
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 575
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٧٥