هارون بن خارجه روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود :
« ارْحَمْنِي مِمَّا لَاطَاقَةَ لِي بِهِ ، وَ لَاصَبْرَ لِي عَلَيْهِ ؛ يعنى : رحم كن بر من از آنچه مرا هيچ توانايى بر آن نيست ، و مرا هيچ شكيبايى بر آن نيست » .
3460 / 23 . از او ، از احمد بن بن محمد ، از حسين بن سعيد ، از نضر بن سويد ، از ابن سنان ، از حفص ، از محمد بن مسلم روايت است كه گفت : به آن حضرت عرض كردم كه : دعايى به من تعليم كن . فرمود : « چرا از دعاى الحاح دور افتادهاى ؟ » راوى گفت : عرض كردم كه : دعاى الحاح چيست ؟ فرمود : « اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ . . . وَ وَزْنَ الْجِبَالِ ، وَ كَيْلَ الْبُحُورِ ؛ « خداوندا ! اى پروردگار آسمانهاى هفتگانه و آنچه ميانهء آنها است ! و پروردگار عرش بزرگ ! و پروردگار جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل ! و پروردگار قرآن بزرگ ! و پروردگار محمد ، آخر پيغمبران ! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را به آنچه برپا مىشود به آن آسمان ، و به آن برپا مىشود زمين ، و به آن جدايى مىاندازى ميان جمع ، و به آن جمع مىكنى ميان پراكنده ، و به آن روزى مىدهى زندگان را ، و به آن ضبط كردهاى شمارهء ريگها و وزن كوهها و پيمانهء درياها را » ، بعد از آن ، بر محمد و بر آل محمد صلوات مىفرستى . پس حاجت خود را از او سؤال مىنمايى ، و در طلب ، الحاح و اصرار بكن » .
3461 / 24 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حسن بن على ، از كرام ، از ابن ابى يعفور ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه مىفرمود : « اللَّهُمَّ امْلَأْ قَلْبِي حُبّاً لَكَ . . . أَنْ تَفُكَّ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ ؛ خداوندا ! پر كن دل مرا از دوست داشتن تو ، و ترسيدن از تو ، و باور داشتن و گرويدن به تو ، و بيمى از تو ، و آرزومندى به سوى تو . اى صاحب بزرگوارى و نوازش ! خداوندا ! دوست گردان به سوى من ديدار خود را ، و بگردان از برايم در ديدار خود ، خوبى رحمت و بركت . دور رسان مرا به شايستگان ، و رسوا مگردان مرا با بدان ، و ملحق گردان مرا به شايسته آنان كه درگذشتهاند ، و بگردان مرا با شايسته آنان كه ماندهاند ، و فراگير به من راه شايستگان را ، و يارى ده مرا بر خودم ، به آنچه يارى مىدهى به آن شايستگان را بر نفسهاى ايشان ، و برمگردان مرا در بدى كه رهايندهاى مرا از آن . اى پروردگار جهانيان ! سؤال مىكنم تو را ايمانى كه زمانى از براى آن نيست ، غير از ديدار تو ، كه زنده بدارى مرا ، و بميرانى مرا بر آن ، و برانگيزى مرا بر آن ، چون برانگيزى مرا ، و بيزارى ده دل مرا از نمايش و آوازه ، و شك و
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 569
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٦٩