سختى را ، و هر ديو سركش از حد در گذرنده ، و ستمكار ستيزنده . آرام نمىگيرد به آن زمينى ، برپا نمىشود به آن آسمانى ، و ايمن مىشود به آن هر ترسندهاى ، و بيهوده مىشود به آن جادوى هر جادوگرى ، و ستم هر ستمكارى ، و حسد هر حسد برندهاى ، و شكافته مىشود به جهت بزرگى آن ، بيابان و دريا ، و از آن برمىخيزد كشتى تا آنكه سخن كند به آن فرشته ؛ پس نباشد آشوب آب را بر آن راهى ، و آن نام تو است ، و بزرگتر ، بزرگتر ، بزرگوار ، بزرگوارتر ، روشن بزرگتر است كه ناميدهاى به آن ذات خود را ، و دست يافتهاى به آن بر عرش خود ، و رو مىآورم به سوى تو ، به محمد و اهل بيتش ، و سؤال مىكنم تو را به تو و به ايشان ، كه صلوات فرستى بر محمد و آل محمد ، و آنكه بكنى با من چنين و چنين » .
3455 / 18 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از پدرش ، از خلف بن حمّاد ، از عمرو بن ابى المقدام كه گفت : حضرت امام جعفر صادق عليه السلام اين دعا را بر من املا كرد كه آن حضرت فرمود و من نوشتم ، و اين دعايى است جامع مطالب دنيا و آخرت . بعد از حمد خدا و ثناى بر او مىگويى : « اللَّهُمَّ أَنْتَ اللَّهُ لَاإِلهَ إِلَّا أَنْتَ . . . مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَ مَا لَمْ أَعْلَمْ ؛ خداوندا ! تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه بردبارِ گرانمايه ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه صاحب عزّت و حكمتى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه يكتاى شكنندهء گامهايى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه پادشاه بزرگوارى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه مهربان آمرزگارى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه سخت حيله و مكرى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه بزرگ برترى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه شنواى بينايى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه عزيز و توانايى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه آمرزگار و مزد دهندهاى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه ستودهاى بزرگوارى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه آمرزگار دوستى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه بخشاينده و انعامكننده منّت گذارندهاى ، و تويى خدا كه نيست خدا ، مگر تو كه بردبار جزادهندهاى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه بزرگوارى يگانه ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه يكتاى يگانهاى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه پنهان و حاضرى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه هويدا و نهانى ، و تويى خدا كه نيست خدايى ، مگر تو كه به هر چيزى
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 563
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٦٣