ابى يعفور روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود - در حالى كه دستش را به سوى آسمان برداشته بود - كه : « رَبِّ لَاتَكِلْنِي إِلى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً ، لَاأَقَلَّ مِنْ ذلِكَ وَ لَاأَكْثَرَ ؛ پروردگار من ! وا مگذار مرا به خودم يك چشم به هم زدن ، هرگز ، نه كمتر از آن و نه بيشتر » .
ابن ابى يعفور گفت : پس چيزى شتابانتر نبود از اينكه قطرات آب ديده از كنارهاى ريش مباركش سرازير شد . بعد از آن ، رو به سوى من آورد و فرمود كه : « اى پسر ابو يعفور ! به درستى كه يونس بن متّى ، خداى عز و جل در كمتر از يك چشم بر هم زدن ، او را به خود وا گذاشت ، و يونس ، آن گناه را پديد آورد » . و عرض كردم كه : خدا تو را به اصلاح آورد ! آيا يونس به واسطهء آن به كفر رسيد و كافر شد ؟ فرمود : « نه ، و ليكن مردن بر آن حالت ، هلاكت است » .
3453 / 16 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد كه آن را مرفوع ساخته ، گفت كه : « جبرئيل عليه السلام به خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد كه : پروردگارت به تو مىفرمايد كه : اگر خواسته باشى كه در روز و شب مرا عبادت كنى به وضعى كه سزاوار عبادت من است ، دستهايت را به سوى من بردار و بگو : اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً خَالِداً . . . وَ إِلهُنَا وَ مَلِيكُنَا ؛ خداوندا ! تو را است ستايش ، ستايشى هميشه ، با هميشگى تو ، و تو را است ستايش ، ستايشى كه نيست پايانى از برايش ، غير از علم تو ، و تو را است ستايش ، ستايشى كه نيست انتهايى براى آن جز خواست تو ، و تو را است ستايش ، ستايشى كه نيست پاداشى از براى گويندهء آن ، مگر خشنودى تو . خداوندا ! تو را است ستايش ، همهء آن ، و تو را است منّت ، همهء آن ، و تو را است نازيدن ، همهء آن ، و تو را است زيبايى ، همهء آن ، و تو را است روشنى ، همهء آن ، و تو را است ارجمندى ، همهء آن ، و تو را است بزرگى ، همهء آن ، و تو را است دنيا ، همهء آن ، و تو را است آخرت ، همهء آن ، و تو را است شب و روز ، همهء آن ، و تو را است آفرينش ، همهء آن ، و به دست تو است خوبى ، همهء آن ، و به سوى تو برمىگردد كار ، همهء آن ، آشكار آن و نهان آن . خداوندا ! تو را است ستايش ، ستايشى هميشه ، تويى خوش زحمت ، بزرگ ستايش ، تمام [ كننده ] نعمتها ، عدل [ در ] قضا ، بزرگ عطا ، خوب نعمتها ، خدايى در زمين و خدايى در آسمان . خداوندا ! تو را است ستايش در هفت آسمانِ سختِ
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 559
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٥٩