تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
خداى عز و جل مقصّرند » « 1 » . 3445 / 8 . از او ، از ابن محبوب ، از ابان ، از عبد الرحمان بن اعين روايت است كه گفت : امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه : « خداى عز و جل مردى از اهل باديه را آمرزيد ، به واسطهء دو كلمه‌اى كه به آنها دعا كرد . گفت كه : اللَّهُمَّ إِنْ تُعَذِّبْنِي فَأَهْلٌ لِذلِكَ أَنَا وَإِنْ تَغْفِرْ لِي فَأَهْلٌ لِذلِكَ أَنْتَ ؛ « خداوندا ! اگر عذاب كنى مرا ، پس سزاوار از براى آنم من ، و اگر بيامرزى مرا ، پس سزاوار از براى آنى تو » ، و به اين سبب خدا او را آمرزيد » « 2 » . 3446 / 9 . از او ، از يحيى بن مبارك ، از ابراهيم بن ابى البلاد ، از عمويش ، از حضرت امام رضا عليه السلام روايت است كه فرمود : « يَا مَنْ دَلَّنِي عَلى نَفْسِهِ ، وَ ذَلَّلَ قَلْبِي بِتَصْدِيقِهِ ، أَسْأَلُكَ الْأَمْنَ وَ الْإِيمَانَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ ؛ اى كسى كه ره نموده مرا بر خودش ، و رام كرده دلم را به ياد راستينش ! سؤال مىكنم تو را ايمنى و ايمان ، در دنيا و آخرت است » . 3447 / 10 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از محمد بن ابى حمزه ، از پدرش روايت كرده است كه گفت : حضرت على بن الحسين عليهما السلام را ديدم در حريم خانهء كعبه ، در شب ، و آن حضرت نماز مىكرد . پس قيام را طول داد ، تا آنكه شروع فرمود كه يك بار بر پاى راستش تكيه مىنمود ، و بار ديگر بر پاى چپش . بعد از آن ، از او شنيدم كه به آوازى مىگفت - كه گويا گريان بود - كه : « يَا سَيِّدِي ، تُعَذِّبُنِي وَ حُبُّكَ فِي قَلْبِي ؟ ! أَمَا وَ عِزَّتِكَ ، لَئِنْ فَعَلْتَ لَتَجْمَعَنَّ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَوْمٍ طَالَ مَا عَادَيْتُهُمْ فِيكَ ؛ اى آقاى من ! عذاب مىكنى مرا ، و دوستى تو در دل من [ است ] . آگاه باش ! و به عزّتت قسم كه اگر چنين كنى ، هر آينه جمع كرده‌اى ميان من و ميان گروهى ، كه زمان درازى است كه دشمنى كرده‌ام با ايشان در راه تو » . 3448 / 11 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از عمر بن عبد العزيز ، از بعضى از اصحاب ما ، از داود رقّى روايت كرده است كه گفت : از امام جعفر صادق عليه السلام مىشنيدم كه بيشتر چيزى كه به آن بر خدا الحاح و اصرار مىنمود ، به حقّ پنج كس بود ؛ يعنى رسول اللَّه و
هامش
( 1 ) . و همين حديث ، در كتاب ايمان و كفر ، در باب اعتراف به تقصير و كوتاهى كردن خويش در عبادت خدا مذكور شد ، با زيادتى لفظ اللَّهُمَّ در اوّل دعا ؛ يعنى : « خداوندا ! مرا از جملهء عاريت داده‌شدگان مگردان ، و مرا از حدّ تقصير بيرون مبر » . ( مترجم ) ( 2 ) . در بعضى از نسخ كافى موافق نسخ امالى ، به جاى « فأهلٌ لِذلكَ » ، در هر دو موضع ، « فأهلُ ذلكَ » بدون لام است . ( مترجم )