دو را به سوى ابراهيم فرستاده بود به خطّ آن حضرت : « اللَّهُ أَكْبَرُ ، اللَّهُ أَكْبَرُ ، اللَّهُ أَكْبَرُ . . . وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ؛ خدا بزرگ است . خدا بزرگتر است . خدا بزرگتر است . گواهى مىدهم به اينكه نيست خدايى ، مگر خدا . گواهى مىدهم به اينكه محمد ، فرستادهء خدا است . خدا بزرگتر است . نيست خدايى ، مگر خدا ، و نيست پروردگارى مرا ، مگر خدا . او را است پادشاهى و او را است ستايش . نيست شريكى او را . پاك و منزّه مىشمارم خدا را . آنچه خواست خدا ، بود ، و آنچه نخواست ، نبود . خداوندا ! اى خداوند بزرگوارى و نوازش ! پروردگار موسى و عيسى و ابراهيم كه مبالغه فرمود در وفا كردن ! خداى ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و سبط ها ! نيست خدايى ، مگر تو . پاك و منزّهى ، با آنچه شمردى يا شمردم از نشانههاى تو و به بزرگى تو ، به آنچه سؤال كردهاى به آن پيغمبران ، و به اينكه پروردگار مردمان بودى پيش از هر چيزى ، و تويى بعد از هر چيزى . سؤال مىكنم تو را به نام تو ، كه نگاه مىدارى به آن آسمانها را كه فرو افتد بر زمين ، مگر به اذن تو ، و به سخنان تو كه تمام و كامل است ، كه پناه دهى بندهء خود ، فلانى را ، از بدى آنچه فرود آيد از آسمان ، و آنچه بالا رود به سوى آن ، و آنچه بيرون آيد از زمين ، و آنچه داخل شود در آن ، و سلام بر پيغمبران مرسل ، و ستايش مر خدايى را است كه پروردگار جهانيان است » .
و نيز به خطّ خويش به سوى او نوشت كه : « بِسْمِ اللَّهِ ، وَ بِاللَّهِ . . . صَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ؛ به نام خدا و به خدا و به سوى خدا ، و چنان كه خواست خدا ، و پناه مىدهم او را به عزّت خدا ، و مرتبه و جلالت و عظمت خدا ، و قدرت خدا ، و پادشاهى خدا . اين نوشته ، شفايى است از براى فلان ، پسر فلان ، پسر بندهء تو ، و پسر كنيز تو كه بندهء خدا [ است ] . صلوات فرستد خدا بر محمد و آل او » .
3431 / 11 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد خالد ، از محمد بن على ، از على بن محمد ، از عبد اللَّه بن يحيى كاهلى كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه :
« چون درنده را ملاقات كنى ، آية الكرسى را در روى آن بخوان و به آن بگو كه : « عَزَمْتُ عَلَيْكَ بِعَزِيمَةِ اللَّهِ . . . وَ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ عليهم السلام مِنْ بَعْدِهِ ؛ « قسم مىدهم تو را به افسون خدا و افسون محمد ، صلوات فرستد خدا بر او و آل او ، و افسون سليمان ، پسر داود ، بر او باد سلام ، و افسون پادشاه مؤمنان ، على ، پسر ابىطالب ، بر او باد سلام ، و پيشوايان پاكان ، بر ايشان باد سلام ، كه بعد از اويند » ؛ پس به درستى كه از تو برمىگردد و رو به تو نمىآيد ، انشاء اللَّه » . راوى گفت
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 539
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٣٩