محمد و آل محمد ، و آنكه عافيت دهى مرا آزار من » ، بعد از آن درست بنشين و گندم را از دور و كنار خود جمع كن و مثل اين را بگو ( يعنى اين را دوباره بخوان ) ، و آن گندم را مُدّ مُدّ « 1 » بخشش كن ، هر مدّى از براى مسكينى . و باز دعا را بخوان » . داود گفت : من چنان كردم ؛ پس گويا كه مرا از بند بيرون كشيدند ( و گره آن را گشودند ، چنان كه اكال از پاى شتر مىگشايند ) .
و چند نفر اين را به جا آوردند و به آن منتفع شدند « 2 » .
3404 / 3 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از حسين بن نعيم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : بعضى از فرزندان آن حضرت ناخوش شد و از درد مىناليد ؛ پس فرمود كه : « اى فرزند دلبند من ! بگو كه : اللَّهُمَّ اشْفِنِي بِشِفَائِكَ ، وَدَاوِنِي بِدَوَائِكَ ، وَعَافِنِي مِنْ بَلَائِكَ ؛ فَإِنِّي عَبْدُكَ ، وَابْنُ عَبْدِكَ ؛ خداوندا ! شفا ده مرا به شفاى خودت ، و دوا كن مرا به دواى خودت ، و عافيت بخش مرا از زحمت خود . به درستى كه من بندهء تو و پسر بندهء توام » .
3405 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از مالك بن عطيّه ، از يونس بن عمّار روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه :
فداى تو گردم ! اين ناخوشى كه در روى من پيدا شده است - يعنى لكّهء پيسى - ، مردم چنان مىپندارند كه خداى عز و جل بندهاى را كه از برايش در او حاجتى باشد ، به آن مبتلى نكرده است .
حضرت به من فرمود كه : « هر آينه مؤمن آل فرعون انگشتانش خشكيده و درهم كشيده بود ؛ پس همچنين مىگفت و دست خود را مىكشيد و مىگفت : « يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ » ؛ يعنى : اى گروه من ! پيروى كنيد فرستادگان حضرت عيسى عليه السلام را » ( يعنى شمعون و دو كس ديگر از حواريّان و ظاهر ، صاحب ياسين است ؛ چه اين قول از او است نه از مؤمن آل فرعون ) .
يونس گفت كه : بعد از آن حضرت فرمود كه : « چون ثلث آخر از شب شود ، در اوّل آن
هامش
( 1 ) . هر مد 750 گرم است . ( مصحح )
( 2 ) . مؤلّف ، همين حديث را در روضه به همين وضع ايراد كرده . و مخفى نماند كه اگر غير بيمار دعا را بخواند ، اگر بيمار مرد باشد ، بگويد : « وَأَنْ تُعافِيَهُ مِنْ عِلَّتِهِ » ، و اگر زن باشد ، بگويد : « وَأَنْ تُعافيها مِنْ عِلَّتِها » . و صاع ، چهار مدّ است و مد ، دويست و نود و دو درهم و نصف درهم است ، كه چهار مد ، هزار و صد و هفتاد درهم باشد ، و آن عبارت است از ششصد و چهارده مثقال و ربع مثقال صيرفى . و بنابر معمول در اين زمان ، از قرار من شاهى ، شانزده عبّاسى ، نيم من است ، الّا بيست و پنج مثقال و سه ربع مثقال . و آنچه عوام مىگويند كه : بايد هر مدّى را در پارچهاى كرباسى كنند و با آن به فقير دهند ، مستندى ندارد . ( مترجم )