به فعل آورند ، بر پشت مىخوابد و خود را مىكِشد كه از كوفتگى بيرون آيد . بعد از آن مىگويد كه : رستگار شدم و به مطلوب خود رسيدم . پس خدا رحمت كند مردى را كه در ميان دو دوست ما الفت و آميزش دهد . اى گروه مؤمنان ! آميزش كنيد ، و باهم الفت ورزيد ، و به يكديگر مهربان باشيد » .
2714 / 7 . حسين بن محمد ، از على بن محمد بن سعيد ، از محمد بن مسلم ، از محمد بن محفوظ ، از على بن نعمان ، از ابن مسكان ، از ابو بصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « پيوسته شيطان شادان است ، مادامى كه دو مسلمان از يكديگر جدايى ورزند و دورى كنند ، پس چون به هم رسند ، زانوهاى او مىلرزد و به هم مىخورد ، و بندهايش از هم جدا مىشود ، و آواز مىدهد كه : اى واى بر او ! چه به او رسيد از هلاكت » .
باب در بيان قطع رحم
142 . باب در بيان قطع رحم
2715 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از عمر بن اذينه ، از مسمع بن عبد الملك ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله در حديثى فرمود : آگاه باشيد ! كه در دشمنى كردن با يكديگر ، تيغ است . و مقصود من از آن ، نه آن تيغى است كه مو را مىتراشد ، و ليكن تيغى است كه دين را مىتراشد » .
2716 / 2 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از محمد بن على ، از محمد بن فضيل ، از حذيفة بن منصور كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « از حالقه بپرهيزيد ؛ زيرا كه آن ، دلهاى مردان را مىميراند ، يا ايشان را مىكشد » . عرض كردم :
حالقه « 1 » چيست ؟ فرمود : « قطع رحم » .
2717 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از عثمان بن عيسى ، از بعضى از اصحاب ما ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : به خدمت حضرت عرض كردم كه : برادران و پسران عموى من خانه را بر من تنگ كردهاند ، و مرا ناچار و مضطر گردانيدهاند كه از آن خانه به سوى يك حجره پناه گرفتهام ، و اگر سخن گويم ، آنچه را كه
هامش
( 1 ) . و حالقه - اسم فاعل است از حلق ، به فتح حاء و سكون لام - ، به معنى موى تراشيدن و بر گلو زدن . و مراد از آن ، خصلتى است كه از صفت آن ، اين باشد كه دين را از بيخ ببرد ، چنان كه تيغِ مو كه آن را حلّاق مىگويند ، مو را از بيخ مىبرد . ( مترجم )