در دست همهء ايشان است مىگيرم . راوى مىگويد كه : حضرت به من فرمود كه : « صبر كن ؛ زيرا كه خداى عز و جل به زودى از برايت فرجى قرار خواهد داد » . راوى مىگويد كه : پس برگشتم .
و در سال صد و سى و يكم هجرت وبايى واقع شد ، و به خدا سوگند كه همهء ايشان مردند و يكى از ايشان نماند . راوى مىگويد كه : پس من بيرون آمدم و چون بر آن حضرت داخل شدم ، فرمود كه : « حالِ اهل خانهات چيست ؟ » مىگويد كه : عرض كردم : به خدا سوگند كه همهء ايشان مردند و يكى از ايشان نماند . فرمود كه : « آن ، به سبب آن چيزى است كه با تو كردند ، و به واسطهء عقوق ايشان است با تو ، و به آنكه رحم خويش را قطع كردند ، همه هلاك و مستأصل شدند . آيا دوست مىدارى كه ايشان مانده بودند و منزل را بر تو تنگ داشتند ؟ » راوى مىگويد كه : عرض كردم : آرى ، به خدا سوگند .
2718 / 4 . از او ، از احمد بن محمد ، از حسن بن محبوب ، از مالك بن عطيّه ، از ابو عبيده ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود : « در كتاب على عليه السلام مذكور است كه سه خصلت است كه صاحب آنها هرگز نمىميرد ، تا و بال و سختى آنها را ببيند و آنها : ظلم است و قطع رحم و سوگند دروغ ، كه به واسطهء آن با خدا جنگجويى مىكند ، و به ميدان مصاف آمده ، آن جناب را مبارز مىطلبد . و به درستى كه طاعتى كه ثوابش از همهء طاعات شتابانتر است ، صلهء رحم و پيوند خويشان است . و به درستى كه گاه است گروهى همه فاجر و نابكار مىباشند ؛ پس به يگديگر مىپيوندند ، و به اين سبب مالهاى ايشان نشو و نما مىكند و بزرگ مىشود ، و صاحب مالِ بسيار مىشوند . و به درستى كه سوگند دروغ و قطع رحم ، خانهها را ويران مىكند و از اهلش خالى مىگرداند ، و رحم نقل مىشود . و به درستى كه نقل رحم ، انقطاع و بريده شدن نسل است » .
2719 / 5 . على بن ابراهيم ، از صالح بن سندى ، از جعفر بن بشير ، از عنبسة ( بن ) « 1 » عابد روايت كرده است كه گفت : مردى آمد و از خويشان خود به امام جعفر صادق عليه السلام شكايت كرد . حضرت به آن مرد فرمود كه : « خشم خود را فرو خور ، و با ايشان نيكى و احسان كن » .
عرض كرد كه : ايشان بسيار بد ، و آنچه نبايد ، مىكنند . فرمود : « آيا مىخواهى كه مثل ايشان باشى ؟ پس خداى عز و جل به سوى شما نظر رحمت نكند » .
هامش
( 1 ) . « بن » اضافى است و « عابد » صفت عنبسة است و نه نم پدر او .