سؤال شده ! و اى بهتر اميد داشته شده ! بكن با من چنين و چنين » « 1 » .
3364 / 3 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از اسماعيل بن عبدالخالق روايت كرده است كه گفت : مردى از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله ، دير وقتى شد كه به خدمت آن حضرت نيامد ، بعد از آن به خدمتش آمد . رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود كه : « چه چيز باعث كاهلى تو از ما شد ؟ و چرا دير به نزد ما آمدى ؟ » عرض كرد : بيمارى و پريشانى . حضرت به او فرمود : « آيا نمىخواهى كه دعايى به تو تعليم كنم كه خدا بيمارى و پريشانى را از تو ببرد ؟ » عرض كرد :
بلى ! يا رسول اللَّه ! مىخواهم . فرمود : « بگو كه : لَاحَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ . . . وَكَبِّرْهُ تَكْبِيراً ؛ نيست گرديدنى و نه توانايى ، مگر به خداى بلندمرتبهء بزرگ . توكل كردم بر زندهاى كه نمىميرد ، و ستايش مر خدايى را است كه فرا نگرفته فرزندى را ، و نبود او را شريكى در پادشاهى ، و نبود او را اختياردارى از روى خوارى ، و تعظيم كن او را ، تعظيم كردنى » . اسماعيل گفت : پس آن مرد درنگ نكرد كه به سوى پيغمبر صلى الله عليه و آله برگشت و عرض كرد كه : يا رسول اللَّه ! به حقيقت كه خدا بيمارى و پريشانى را از من برد .
3365 / 4 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حمّاد بن عيسى ، از ابراهيم بن عمر يمانى ، از زيد شحّام ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « در باب طلب روزى ، در نماز واجبى دعا كن و حال آنكه تو در سجده باشى : يَا خَيْرَ الْمَسْؤُلِينَ ، وَيَا خَيْرَ الْمُعْطِينَ ، ارْزُقْنِي وَارْزُقْ عِيَالِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ ؛ فَإِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ؛ اى بهترين سؤالشدگان ! و اى بهترين بخشايندگان ! روزى ده مرا و روزى ده عيال مرا از فضل خود ؛ پس به درستى كه تو صاحب فضل بزرگى » .
3366 / 5 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حسين بن سعيد ، از محمد بن خالد ، از قاسم بن عروه ، از ابوجميله ، از ابوبصير روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام از احتياج شكايت كردم ، و از او سؤال نمودم كه دعايى در باب روزى به من تعليم فرمايد ؛ پس دعايى به من تعليم فرمود ، كه از آن زمان كه به آن دعا كردهام و آن را خواندهام ، محتاج نشدهام . فرمود كه : « در نماز شب ، در حالى كه تو در سجده باشى ، بگو كه :
يَا خَيْرَ مَدْعُوٍّ . . . إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ؛ اى بهتر خواندهشده ! و اى بهتر سؤالشده !
هامش
( 1 ) . به جاى « افْعَلْ بِي كَذَا وَكَذَا » ، حاجت خود را ذكر كند و نام آن را ببرد . ( مترجم )