بستن بر راه راست ، و ثابت بودن در كار و راه [ درست ] ، و سؤال مىكنم تو را شكر نعمت تو ، و خوبى عافيت تو ، و ادا كردن حقّ تو ، و سؤال مىكنم از تو ، اى پروردگار من ! دلى سالم ، و زبانى راستگو ، و طلب آمرزش از تو ، از براى آنچه مىدانى ، و سؤال مىكنم از تو ، آنچه مىدانى ، و پناه مىبرم به تو از بدى آنچه مىدانى . پس به درستى كه تو مىدانى و دانسته نمىشوى ، و تويى به غايت ، داناى نهانىها » .
3356 / 7 . ابىعمير ، از حمّاد بن عثمان ، از سيف بن عميره روايت كرده است كه گفت :
شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « جبرئيل عليه السلام به نزد يوسف آمد و آن حضرت در زندان بود ؛ پس به او گفت كه : اى يوسف ! در عقب هر نمازى بگو : اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي فَرَجاً وَمَخْرَجاً ، وَارْزُقْنِي مِنْ حَيْثُ أَحْتَسِبُ ، وَمِنْ حَيْثُ لَاأَحْتَسِبُ ؛ خداوندا ! قرار ده از برايم فرجى و بيرون رفتنگاهى ، و روزى كن مرا از آنجا كه مىپندارم و از آنجا كه نمىپندارم » .
3357 / 8 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن عبدالعزيز ، از بكر بن محمد ، از آنكه او را روايت كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر كه نزد هر نماز واجبى اين كلمات را بگويد ، در بابِ خود و خانه و مال و فرزندانش محفوظ باشد : أُجِيرُ نَفْسِي وَمَالِي وَوُلْدِي . . . وَآيَةِ الْكُرْسِيِّ ، إِلى آخِرِهَا ؛ پناه مىدهم خود را ، و مالم و فرزندانم و كسانم و خانهام ، و هر چيزى در آن از من است ، به خداى يكتاى يگانه ، پناه نيازمندان ، كه نزاد و زاده نشد ، و نبود او را همتا هيچكس ،
و پناه مىدهم خودم را ، و مالم و فرزندانم ، و هر چيزى كه آن از من است ، به پروردگار سفيدهء صبح ، از بدى آنچه آفريده ، و از بدى در شبِ درآينده ، چون درآيد ، و از بدى دمندگان در گرهها ، و از بدى حسدبرنده ، چون حسد برد ،
و به پروردگار مردم ، پادشاه مردم ، خداى مردم ، از بدى وسوسهكننده باز پسروندهاى كه وسوسه مىكند در سينههاى مردم ، از پَرى و مردم ،
و به خدايى كه نيست خدايى ، مگر او ، كه زندهاى است پاينده ، فرا نمىگيرد او را پينكى [ / چرت ] و نه خوابى ، او را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است .
كيست آنكه درخواست كند در نزد او ، مگر به اذن او . مىداند آنچه را كه در پيش روىهاى ايشان و آنچه كه در پشت سرشان است ، و احاطه نمىكند به چيزى از دانش او مگر به آن چه خواست . فرا گرفته كرسى او آسمانها و زمين را ، و گران نباشد
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 481
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٨١