تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
مگر او . بر او توكل كردم و او است پروردگار عرش بزرگ » ، و فرمود كه : « چون از نماز واجبى فارغ شوى ، بگو : رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبّاً . . . وَاشْفِ صُدُورَنَا وَصُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ ؛ خشنود شدم به خداى پروردگار ، و به محمد پيغمبر ، و به اسلام كيش ، و به قرآن كه كتابم باشد ، و به ( على و حسن و حسين ، و على پسر حسين ، و محمد پسر على ، و جعفر پسر محمد ، و موسى پسر جعفر ، و على پسر موسى ، و محمد پسر على ، و على پسر محمد ، و حسن پسر على ، و محمد پسر حسن ، كه پيشوايان من باشند ) « 1 » خداوندا ! دوست تو محمد ، پس نگاه دار او را از پيش رويش و از پشت سرش و از طرف راست و از طرف چپش و از زِبَرش و از زيرش ، و بِكِش از برايش در عمرش [ و آن را طولانى بفرما ] ، و بگردان او را ايستاده به فرمان خويش ، و چشم داشته شده از براى دين خود ، و بنما به او آن‌چه دوست مىدارد ، و آن‌چه روشن شود به آن چشمش ، در خودش و فرزندانش ، و در كسانش و مالش ، و در شيعيانش ، و در دشمنانش ، و بنما به ايشان از او آن‌چه مىترسند ، و بنما به او در ايشان ، آن‌چه دوست مىدارى و روشن مىشود با آن ، روشن كن چشمش ، و شفا ده سينه‌هاى ما و سينه‌هاى گروه مؤمنان را » . و فرمود كه : « پيغمبر صلى الله عليه و آله چون از نماز فارغ مىشد ، مىفرمود : اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا قَدَّمْتُ وَمَا أَخَّرْتُ . . . فَإِنَّكَ تَعْلَمُ وَلَا نَعْلَمُ ، وَأَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ؛ خداوندا ! بيامرز مرا به آن‌چه پيش داشتم ، و آن‌چه متأخر داشتم ، و آن‌چه نهان كردم ، و آن‌چه آشكار كردم ، و اسراف مرا بر خودم ، و آن‌چه تو داناترى بِه آن از من . خداوندا ! تويى پيش‌دارنده و تويى به تأخيراندازنده . نيست خدايى ، مگر تو . بدانستى تو نهانى را ، و به توانايى تو بر آفريدگان ، همه ، مادام دانى زندگى را بهتر از برايم ، پس زنده دار مرا ؛ و بميران مرا چون دانستى مرگِ مرا بهتر از برايم . به درستى كه من سؤال مىكنم تو را ترسيدن از تو در نهان و آشكار ، و سخن حق در خشم و خشنودى ، و ميانه‌روى در درويشى و بىنيازى ، و سؤال مىكنم از تو نعمتى كه نابود نشود ، و روشنى چشمى كه بريده نشود ، و سؤال مىكنم از تو خشنودى به قضا ، و بركت مردن بعد از زندگى ، و خنكى و خوشى زندگى بعد از مردن ، و خوشى نگريستن به سوى روى تو ، و اشتياق به سوى ديدن تو ، و ديدن تو از غير ناخوشى زيان‌رساننده ، و نه آزمايش گمراه‌كننده . خداوندا ! بيارا ما را به آرايش ايمان ، و بگردان ما را راه نمايانِ راه‌يافته‌شدگان . خداوندا ! راه نما ما را در كسانى كه راه نموده‌اى . خداوندا ! به درستى كه من سؤال مىكنم از تو دل
هامش
( 1 ) . مترجم « فلان و فلان » را در متن تفسير و به تفصيل بيان كرده است .