تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
مىفرمود : يَا أَهْلَ التَّقْوى . . . قَدْ كَشَفْتَ أَنْوَاعَ الْبَلَايَا عَنِّي ؛ اى اهل پرهيزگارى و اى اهل لغزش ! اى نيكوكار و اى مهربان ! تو مهربان‌ترى به من از پدرم و مادرم و از همهء آفريدگان ، مرا برگردان با رواشدن حاجتم ، در حالتى كه دعايم اجابت شده باشد ، رحم شده باشد بر آواز من ، به حقيقت بر طرف كرده نوع‌هاى زحمت را از من « 1 » » . 3351 / 2 . على بن ابراهيم روايت كرده ، از پدرش و محمد بن اسماعيل ، از فضل بن شاذان و هر دو ، از ابن‌ابىعمير ، از ابراهيم بن عبدالحميد ، از صبّاح بن سيابه ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت : حضرت فرمود : « هر كه چون نماز مغرب را به جا آورد ، سه مرتبه بگويد : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ ، وَلْا يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ غَيْرُهُ ؛ « ستايش مر خدايى را است كه مىكند آنچه را كه خواهد ، و نمىكند آنچه را كه مىخواهد غير او » ، خير و خوبى بسيار به او عطا شود » . 3352 / 3 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از پدرش كه آن را مرفوع ساخته ، گفت كه : « بعد از نماز شام و خفتن مىگويد : اللَّهُمَّ بِيَدِكَ مَقَادِيرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ . . . وَنَعِيمٍ لَايَزُولُ ؛ خداوندا ! به دست تو است اندازه‌هاى شب و روز ، و اندازه‌هاى دنيا و آخرت ، و اندازه‌هاى مرگ و زندگى ، و اندازه‌هاى آفتاب و ماه ، و اندازه‌هاى يارى و فرو گذارى ، و اندازه‌هاى بىنيازى و درويشى . خداوندا ! بركت ده از براى من در دين من و دنياى من ، و در تن من و كسان من و فرزندان من . خداوندا ! باز دار از من فاسقان عرب و عجم ، و پرى و آدمى را ، و بگردان بازگشت مرا به سوى خوبى ، هميشه ، و نعمتى كه بر طرف نمىشود » . 3353 / 4 . از او ، از بعضى از اصحابش روايت است كه آن را مرفوع ساخته ، گفت كه : « هر كه بعد از هر نماز ، سه مرتبه بگويد كه : يَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ، ارْحَمْنِي مِنَ النَّارِ ؛ « اى خداوند بزرگوارى و نوازش ! رحم كن مرا از آتش » ، و حال آنكه ريش خود را به دست راستش گرفته باشد ، و دست چپش را بلند كرده ، باطن آن به سوى آسمان باشد ، بعد از آن بگويد كه : أَجِرْنِي مِنَ الْعَذَابِ الْأَلِيمِ ؛ « پناه ده مرا از عذاب دردناك درآورنده » ، بعد از آن دستش را از ريشش مؤخّر دارد ، و دستش را بلند گرداند ، و باطن آن را به سوى آسمان قرار دهد ، و بگويد كه :
هامش
( 1 ) . نسخه خوشخوان نيست .