تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
روايت كرده است كه گفت : حضرت امام جعفر صادق عليه السلام را ديدم كه لب‌هاى خود را مىجنبانيد ، در هنگامى كه مىخواست بيرون رود ، و آن حضرت بر در ايستاده بود . پس عرض كردم كه : من تو را ديدم كه لب‌هاى خود را مىجنبانيدى ، در هنگامى كه بيرون آمدى ، پس آيا هيچ گفتى ؟ فرمود : « آرى ، به درستى كه آدمى چون از منزلش بيرون آيد ، و در هنگامى كه مىخواهد بيرون آيد ، سه مرتبه : اللَّه اكبر ، بگويد و بگويد : بِاللَّهِ أَخْرُجُ . . . إِنَّ رَبِّي عَلى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ؛ « به يارى خدا پا بيرون بردم ، و به يارى خدا داخل مىشوم ، و بر خدا توكل مىكنم . خداوندا ! بگشا از برايم در صبح « 1 » را به خوبى ، و به آخر رسان از برايم به خوبى ، و نگاه دار مرا از بدى هر جنبنده‌اى ، كه تو فراگيرنده‌اى موى پيشانيش را . به درستى كه پروردگارم بر راه راست است » ، پيوسته در ضمان خداى - تعالى - باشد ، تا آنكه او را برگرداند به سوى جايى كه در آن بوده » . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از ابوايّوب ، از ابوحمزه ، مثل اين را روايت كرده است . 3336 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از مالك بن عطيّه ، از ابوحمزهء ثمالى روايت كرده است كه گفت : بر در خانهء حضرت على بن الحسين عليه السلام آمدم و به آن حضرت برخوردم ، در هنگامى كه از در درآمده بود . پس فرمود : « بِسْمِ اللَّهِ ، آمَنْتُ بِاللَّهِ ، وَتَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ ؛ به نام خدا . ايمان آوردم به خدا وتوكل كردم بر خدا » ، بعد از آن فرمود كه : « اى ابوحمزه ! به درستى كه بنده چون از منزلش بيرون آيد ، شيطان او را پيش آيد . پس چون بگويد كه : بسم اللَّه ، دو فرشته مىگويند كه : كفايت كرده شدى ، و چون بگويد : آمَنْتُ بِاللَّهِ ، به او مىگويند كه : ره‌نموده شدى ، و چون بگويد كه : تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ ، به او مىگويند كه : نگاه داشته شدى ؛ پس شياطين دور مىشوند و به يكديگر مىگويند كه : چگونه ما را دستى باشد به كسى كه كفايت و هدايت شد ، و او را نگاه داشتند ؟ » ابوحمزه گفت كه : بعد از آن فرمود كه : « اللَّهُمَّ إِنَّ عِرْضِي لَكَ الْيَوْمَ ؛ خداوندا ! به درستى كه عرض [ / آبروى ] من از براى تو است » ، پس فرمود كه : « اى ابوحمزه ! اگر مردم را ترك كنى ، ايشان تو را ترك نكنند ، و اگر ايشان را وا گذارى ، ايشان تو را وا نگذارند » . عرض كردم : پس چه كنم ؟ فرمود : « به ايشان
هامش
( 1 ) . نسخه ناخوانا است .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 461 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى