جا بگيرى ، بگو كه : بِسْمِ اللَّهِ وَضَعْتُ جَنْبِيَ الْأَيْمَنَ لِلَّهِ عَلى مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً لِلَّهِ مُسْلِماً ، وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ؛ به نام خدا . گذاشتم پهلوى خود را كه راست است از براى خدا و بر ملت « 1 » ابراهيم ، در حالتى كه مسلمانم و نيستم از جملهء مشركان » .
3327 / 11 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حسين بن سعيد ، از نضر بن سويد ، از قاسم بن سليمان ، از جرّاح مدائنى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « چون يكى از شما در شب برخيزد ، بايد كه بگويد : سُبْحَانَ رَبِّ النَّبِيِّينَ ، وَإِلَهِ الْمُرْسَلِينَ ، وَرَبِّ الْمُسْتَضْعَفِينَ ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يُحْيِي الْمَوْتى ، وَهُوَعَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ؛ « پاك و منزه مىشمارم پروردگار پيغمبران ، و خداى فرستاده شدگان ، و پروردگار ناتوانان ، و ستايش مر خداى را است ، كسى كه زنده مىگرداند مردگان را ، و او بر هر چيزى توانا است » ، خداى - تعالى - مىفرمايد كه : بندهء من راست گفت و شكر كرد » .
3328 / 12 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حمّاد بن عيسى ، از حريز ، از زراره ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « چون در شب از خواب برخيزى ، بگو : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَدَّ عَلَيَّ رُوحِي لِأَحْمَدَهُ وَأَعْبُدَهُ ؛ « ستايش مر خدايى را است كه برگردانيده بر من روح مرا ، از براى آنكه بستايم و بپرستم او را » ، پس چون آواز خروس را بشنوى ، بگو : سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ . . .
فَإِنَّهُ لَايَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ ؛ « پاك است از هر بدى و نقص ، و به غايت پاكيزه است پروردگار فرشتگان و روح . پيشى گرفت رحمتت بر غضبت . نيست خدايى ، مگر تو ، در حالتى كه تنهايى ، نيست شريكى از برايت . كردم بدى و ستم نمودم بر خودم ، پس بيامرز مرا .
به درستى كه نمىآمرزد گناهان را ، مگر تو » ، پس چون برخاستى ، به سوى كرانهاى آسمان نظر كن و بگو : اللَّهُمَّ لَايُوَارِي مِنْكَ لَيْلٌ دَاجٍ . . . وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ؛ خداوندا ! نمىپوشد از تو شب تار ، و نه آسمانِ صاحب برجها ، و نه زمينِ صاحب قرارگاه ، و نه تاريكىهايى كه پارهاى از آنها زبر پارهاى است ، و نه در درياى گود پر آب مىروى در اوّل شب پيش روى اوّل شب رونده از آفريدگانت . مىدانى خيانت چشمها را و آنچه پنهان مىكند سينهها . فرو رفتند ستارهها و به خواب رفتند چشمها ، و تويى زنده پاينده . فرا نمىگيرد تو را پينكى « 2 » و نه خواب . پاك و منزّه است پروردگارم . پروردگار جهانيان و خداى پيغمبران . و ستايش
هامش
( 1 ) . ملت به معناى دين و آيين است .
( 2 ) . پينكى يعنى خواب سبك ، چُرت .