تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
دهم به آن‌چه رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمود ، چون به سوى فِراش [ / بستر ] خويش جا مىگرفت ؟ » عرض كردم : بلى ، مىخواهم . فرمود كه : « آيةالكرسى مىخواند و مىفرمود : بِسْمِ اللَّهِ آمَنْتُ بِاللَّهِ ، وَكَفَرْتُ بِالطَّاغُوتِ ، اللَّهُمَّ احْفَظْنِي فِي مَنَامِي وَفِي يَقَظَتِي ؛ به نام خدا . ايمان آوردم به خدا و كافر شدم به طاغوت . خداوندا ! نگاه دار مرا در خواب من و در بيدارى من » . 3321 / 5 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد ، از پدرش ، از عبداللَّه بن ميمون ، از امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمود كه : اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الِاحْتِلَامِ ، وَمِنْ سُوءِ الْأَحْلَامِ ، وَأَنْ يَلْعَبَ بِيَ الشَّيْطَانُ فِي الْيَقَظَةِ وَالْمَنَامِ ؛ خداوندا ! به درستى كه من پناه مىبرم به تو از محتلم شدن و بد از خواب‌ها ( يعنى خواب‌هاى پريشان ) ، و از آنكه بازى كند با او ديو سركش در بيدارى و خواب » . 3322 / 6 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن خالد و حسين بن سعيد هر دو ، از قاسم بن عروه ، از هشام بن سالم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « تسبيح فاطمهء زهرا - عليهاالسّلام - ، چنان است كه چون خوابگاه خود را فرا گرفتى ، سى و چهار « اللَّه اكبر » و سى و سه « الحمدللَّه » و سى و سه « سُبحان اللَّهِ » بگو ، و آية الكرسى مىخوانى با سورهء قل اعوذ بربّ الفلق و قل اعوذ بربّ النّاس ، و ده آيه از اوّل سورهء صافّات ، و ده آيه از آخر آن » ( كه عبارت است از :
« وَ الصَّافَّاتِ »
تا
« واصِبٌ »
« 1 » ، و از
« وَ إِنَّ جُنْدَنا »
تا
« رَبِّ الْعالَمِينَ »
« 2 » ) . 3323 / 7 . از او ، از احمد بن محمد ، از حسين بن سعيد ، از فضالة بن ايّوب ، از داود بن فرقد ، از برادرش روايت است كه شهاب بن عبد ربّه ، از ما خواست كه از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كنيم و گفت كه : به آن حضرت عرض كن كه : در شب ، زنى در خواب ، مرا مىترساند . چون به آن حضرت عرض كردم ، فرمود : « به او بگو كه تسبيحى را قرار ده ، و سى و چهار « الله اكبر » و سى و سه « سبحان اللَّه » و سى و سه « الحمدللَّه » بگو ، و ده مرتبه بگو كه : لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ . . .
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
؛ نيست خدايى ، مگر خدا ، در حالتى كه تنها است ، نيست شريكى از براى او . او است پادشاه ، و از براى او است ستايش . زنده مىكند و مىميراند و مىميراند و زنده مىكند . به دست او است خوبى و او را است اختلاف شب و روز ، و او بر هر چيزى توانا است » . 3324 / 8 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از معاويه بن وهب ، از
هامش
( 1 ) . صافات ، 1 - 9 . ( 2 ) . صافات ، 173 تا آخر .