تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
بال خود قرار دهد ، و با اينها به سوى آسمان دنيا بالا رود ، پس فرشتگان به او بگويند كه : با تو چيست ؟ در جواب گويد كه : با من سخنانى چند است كه مردى از مؤمنان آنها را گفته و آنها چنين و چنين است . فرشتگان مىگويند كه : خدا رحمت كند كسى را كه اين سخنان را گفته و او را بيامرزد ! » . حضرت فرمود : « و در هر زمان كه به آسمانى بگذرد ، مثل اين را به اهلش بگويد و ايشان مىگويند كه : خدا رحمت كند كسى را كه اين سخنان را گفته و او را بيامرزد ! تا آنكه با اين سخنان به سوى حاملان عرش منتهى شود و به ايشان بگويد كه : با من سخنانى چند است كه مردى از مؤمنان به آنها تكلّم نموده و آنها چنين و چنين است . پس مىگويند كه : خدا اين بنده را رحمت كند و او را بيامرزد ! اينها را ببر به سوى حافظان گنج‌هاى گفتار مؤمنان . پس به درستى كه اينها سخنان گنج‌هايند ، تا آنكه اينها را در ديوان گنج‌ها بنويسند » . 3293 / 15 . حميد بن زياد ، از حسن بن محمد بن سماعه ، از جماعتى از اصحاب خويش ، از ابان بن عثمان ، از عيسى بن عبداللَّه ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « چون صبح كنى ، بگو كه : اللَّهُمَّ انّى أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ ما خَلَقْتَ وَذَرَأْتَ وَبَرَأْتَ فى بِلادِكَ وِعِبادِكَ اللَّهُمَّ انّى أَسْئَلُكَ بِجَلالِكَ وَجَمالِكَ وَحِلْمِكَ وَكَرَمِكَ كَذا و كَذا ؛ خداوندا ! به درستى كه من پناه مىبرم به تو از بدى آن‌چه اظهار نموده‌اى و آفريده‌اى و صورت داده‌اى در شهرهاى خود و بندگان خود . خداوندا ! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را به بزرگوارى تو و زينت تو و بردبارى تو و كرم تو ، چنين و چنين را » . 3294 / 16 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حمّاد بن عيسى ، از عبداللَّه بن ميمون ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه : « على عليه السلام چون صبح مىكرد ، سه مرتبه مىفرمود كه : سُبْحانَ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ سُبْحانَ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ سُبْحانَ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ ؛ « پاك و منزّه است پادشاه به غايت پاكيزه . پاك و منزّه است پادشاه به غايت پاكيزه . پاك و منزّه است پادشاه به غايت پاكيزه » ، و مىفرمود كه : اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ . . . وِبِقُدْرَتِكَ عَلى خَلْقِكَ ؛ « خداوندا ! به درستى كه من پناه مىبرم به تو از بر طرف شدن نعمت تو ، و از گردانيدن عافيت تو ، و از ناگهانى سزا و عقوبت تو ، و از دريافتن بدبختى ، و از بدى آن‌چه پيشى گرفته در شب . خداوندا ! به درستى كه سؤال مىكنم تو را به عزّت پادشاهى تو ، و سختى توانايى تو ، و به بزرگ سلطنت تو ، و به توانايى تو بر آفريدگان خود » ، بعد از آن ، حاجت خود را بخواه » . 3295 / 17 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حمّاد ، از حسين بن مختار ، از علا بن كامل
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 429 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى