مرتكب شدن بر محرمات تو . خداوندا ! بگردان از من تنگى و سختى و زحمت و بلا ، و بدى قضا و قدر ، و شماتت و شادى دشمنان ، و نگريستن بد را در خودم و مالم » . و فرمود كه :
« هيچ بندهاى نيست كه در هنگامى كه صبح و شام مىكند ، سه مرتبه بگويد كه : رَضيتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَبِالْاسْلامِ ديناً وَبِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَالِهِ نَبِيّاً وَبالْقُرْانِ بَلاغاً وَبِعَلِّىٍ اماماً ؛ « خشنود شدم به خدا ، از روى پروردگارى و به اسلام ، از روى كيش و به محمد ، صلوات فرستد خدا بر او و آلش ، از روى پيغمبرى و به قرآن ، از روى رسانيدن و به على ، در حالتى كه امام من باشد » ، مگر آنكه بر خداى عزيز جبّار واجب و سزاوار است كه در روز قيامت او را خشنود گرداند » . و فرمود كه : آن حضرت عليه السلام چون شام مىكرد ، مىفرمود كه : « أَصْبحْنا لِلَّهِ شاكِرينَ وَأَمسَيْنا لِلَّهِ حامِدينَ فَلَكَ الْحَمْدُ كَما أَمْسَيْنا لَكَ مُسْلِمينَ سالِمينَ : صبح كردهايم خدا را ستايشگران ، و شام كردهايم خدا را ستايندگان . پس تو را است ستايش ، چنان كه شام كردهايم از برايت مسلمانان سالمان » . و چون صبح مىكرد ، مىفرمود كه : « أَمْسَيْنا لِلَّهِ شاكِرينَ وَأَصَبَحْنا لِلَّهِ حامِدينَ فَلَكَ الْحَمْدُ كَما أَصْبَحْنا لَكَ مُسْلِمينَ سالِمينَ : شام كردهايم خدا را شكركنندگان ، و صبح كردهايم خدا را ستايندگان . پس تو را است حمد ، چنان كه صبح كردهايم از برايت مسلمانان سالمان » .
3291 / 13 . از او ، از عثمان بن عيسى ، از سماعه ، از ابوبصير ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام مروى است كه فرمود : « پدرم عليه السلام چون صبح مىكرد ، مىفرمود : بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ . . . مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ ؛ به نام خدا و به خدا و بسوى خدا و در راه خدا و بر ملّت رسول خدا صلوات بفرست بر او و آل او . خداوندا بسوى تو تسليم كردم خودم را و بسوى تا بازگذاشتم كارم را و بر تو توكل كردم . اى پروردگار جهانيان خداوندا نگاهدار مرا بنگاه داشتن ايمان از پيش روى من و از پشت سر من و از جانب راست من و از جانب چپ من و از زبر من و از طرف زير من و از جانب من ، نيست خدايى مگر تو . نيست هيچ ترديدى و نه توانايى مگر به خدا ، سؤال مىكنم از تو عفو و عافيت از هر ناخوشى و بلاى در دنيا و آخرت . خداوندا بدرستى كه پناه مىبرم به تو از عذاب قبر و پناه مىبرم به تو از سطوتهاى تو در شب و روز .
خداوندا ! اى پروردگار مشعر الحرام و پروردگار شهر حرام و پروردگار حلّ و احرام ! برسان به پيغمبرت ، محمد و آل محمد ، از جانب من سلام را . خداوندا ! به درستى كه من پناه ببرم به زره تو كه استوار است ، و پناه مىبرم به جمع تو ، از آنكه بميرانى مرا از روى غرق ، يا سوختن ، يا گلو گرفتن ، يا قصاص ، يا حبس ، يا زهر داده شدن ، يا هلاك شدن در چاه ،
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 425
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٢٥