تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيده . چون صبح مىكرد ، مىفرمود : اللَّهُمَّ انّى أَسْئَلُكَ ايماناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَيَقيناً حَتّى أَعْلَمَ أنَّهُ لايُصيبُنى الّا ما كَتَبْتَ لى وَرِضىً بِما قَسَمْتَ لى ؛ خداوندا ! به درستى كه من سؤال مىكنم از تو ايمانى را كه برسانى آن را به دل من ، و يقينى ، تا آنكه بدانم در نمىرسد به من ، مگر آن‌چه نوشته‌اى از برايم ، و خشنودى به آن‌چه بخشش كرده‌اى از برايم » « 1 » . و بعضى از اصحاب ما اين را روايت كرده و در آن افزوده كه : « حَتَّى لاأُحِبُّ . . . وَصَلَّىَ اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ ؛ تا آنكه دوست ندارم شتابانيدن آن‌چه را كه پس‌افكنده‌اى ، و نه پس‌انداختن آن‌چه را كه شتابانيده‌اى . اى زنده ! اى پاينده ! به مهربانى تو فرياد مىخواهم . به صلاح آوربرايم كار و حال مرا ، همهء آن را ، و مگذار مرا به سوى خودم يك چشم به هم زدن ، هرگز ، و صلوات فرست اى خدا ! بر محمد و آل او » . 3289 / 11 . و از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است كه : « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى أَصْبَحْنا . . . أَتَقَلَّبُ فى قَبْضَتِكَ ؛ ستايش مر خدايى راست كه صبح كرده‌ايم و مملكت پادشاهى او راست ، و صبح كرده‌ام بندهء تو و پسر بندهء تو و پسر كنيز تو ، كه در مشت توام . خداوندا ! روزى كن مرا از فضل خود روزىاى را ، از جايى كه مىپندارم و از جايى كه نمىپندارم ، و نگهدارى كن مرا ، از جايى كه نگهدارى مىكنم و از جايى كه نگهدارى نمىكنم . خداوندا ! روزى كن مرا از فضل خود ، و مگردان از برايم حاجتى را به سوى يكى از آفريده‌ات . خداوندا ! در پوشان به من عافيت را ، و روزى كن به من بر آن سپاسگزارى را . اى يكتا ! اى يگانه ! اى پناه نيازمندان ! كه نزاد و زاده نشد و نبود او را همتا هيچ‌كس . اى خدا ! اى مهربان ! اى بخشاينده ! اى مالك پادشاهى و پروردگار پرورندگان و آقاى آقايان و اى خدا ! نيست خدايى ، مگر تو . شفا ده مرا به شفاى خود از هر درد و بيمارى . به درستى كه من بندهء تو و پسر بندهء توام ، كه مىگردم در قبضهء تو » . 3290 / 12 . از او ، از محمد بن على مروى است كه آن را مرفوع ساخته به سوى اميرالمؤمنين عليه السلام كه مىفرمود : « اللَّهُمَّ انّى وَهذا النَّهارَ خَلْقانِ . . . وَمَنْظَرَ السُّوءِ فى نَفْسى وَمالى ؛ خداوندا ! به درستى كه من و اين روز ، دو آفريده‌ايم از آفريدهء تو . خداوندا ! ميازما مرا به آن و ميازما آن را به من . خداوندا ! و منما به آن از من دليرى را بر گناهان تو ، و نه سوار شدن و
هامش
( 1 ) . و در بعضى از نسخ ، به جاى رضى ، رَضِّنى واقع است ؛ يعنى خشنود گردان مرا . ( مترجم )