تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
و على ، پسر محمد و حسن ، پسر على و محمد ، پسر حسن ، پيشوايان من و اختيارداران من‌اند . بر اين زنده‌ام و بر آن مىميرم و بر آن برانگيخته مىشوم در روز رستاخيز ، و بيزارم از فلانى و فلانى » ، پس اگر در آن شب بميرد ، داخل بهشت شود » « 1 » . 3282 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حجّال و بكر بن محمد ، از ابواسحاق شعيرى ، از بريد بن كلثمه ، از امام جعفر صادق عليه السلام يا امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده‌اند كه فرمود : « چون صبح كنى ، مىگويى : أَصْبَحْتُ بِاللَّهِ مؤْمِناً . . . وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ ؛ صبح كرده‌ام به خدا ، گرونده بر كيش محمد و روش او و كيش على و روش او و كيش وصىّها و روش ايشان . گرويده‌ام به نهان ايشان و آشكار ايشان و حاضر ايشان و پنهان ايشان ، و پناه مىبرم به خدا از آن‌چه پناه جسته‌اند از آن فرستادهء خدا . صلوات فرست خدا بر او و فرزندانش و على و وصىّها ، و رغبت دارم به سوى خدا در آن‌چه رغبت كرده‌اند به سوى او ، و نيست نيرومندى و نه توانايى ، مگر به خدا » . 3283 / 5 . از او ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از ابوايّوب ابراهيم بن عثمان خزّاز ، از محمد بن مسلم مروى است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « حضرت على بن الحسين عليه السلام چون صبح مىكرد ، مىفرمود : أَبْتَدِئُ يَوْمى هذا بَيْنَ يَدَىْ نِسْيانى وَعَجَلَتى بِسْمِ اللَّهِ وَما شآءَ اللَّهُ ؛ « آغاز مىكنم در همين ميان دو دست و پيش روى فراموشى من ، و شتاب من به نام خدا و به آن‌چه خواست خدا بود » . و چون بنده اين را به جا آورد ، او را كفايت كند از آن‌چه در آن روز فراموش نمايد » . 3284 / 6 . از او ، از احمد بن محمد و على بن ابراهيم ، از پدرش ، هر دو مروى است از ابن‌ابىعمير ، از عمر بن شهاب و سليم فرّاء ، از مردى ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « هر كه در هنگامى كه شام مىكند ، سه مرتبه اين دعا را بخواند ، به بالى از بال‌هاى جبرئيل عليه السلام
هامش
( 1 ) . آن‌چه مذكور شد ، بعضى صريح حديث است و بعضى به كنايه ادا شده ؛ زيرا كه ، در حديث ، بعد از « و رسولك » ، چنين است كه و « انّ فلان بن فلان امامى » ، و بعد از « والحسين و فلاناً و فلاناً حتّى ينتهى الَيه ائمّتى » ، و ضمير در اليه راجح است به سوى حضرت صاحب الزّمان - صلوات اللَّه و سلامه عليه - ؛ و شايد كه ذكر آن حضرت در اوّل ، به اعتبار آن است كه آن حضرت بزرگتر فايده‌بخشى است از براى مؤمنان ؛ زيرا كه او شفا است از براى خشم سينه‌هاى ايشان ، به واسطهء غلبهء بر دشمنان كافر ايشان ، و ذكرش در آخر ، به اعتبار مرتبهء وجود او است و به جهت مبالغه در توسّل به آن حضرت عليه السلام . و آنكه تصريح به نام نامى و اسم گرامى آن حضرت را تجويز نمىكند ، به جاى محمد ، در هر دو جا الحجّه مىگويد ، و ليكن اظهر جواز آن است ، چنان‌كه در رسالهء عليحده بيان آن كرده‌ام . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 419 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى