در راه من با يكديگر دوستى مىنمايند و من ايشان را دوست مىدارم . پس اين گروه ، آنانند كه چون خواهم كه بدى و ناخوشى را به اهل زمين برسانم ، ايشان را ياد كنم و به واسطهء ايشان ، بدى را از اهل زمين دفع نمايم » .
3189 / 5 . ابوعلى اشعرى ، از محمد بن عبدالجبّار ، از صفوان بن يحيى ، از حسين بن يزيد ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : هيچ گروهى نيستند كه در مجلسى اجتماع كنند و نام خداى - تعالى - را ياد نكنند و بر پيغمبر خود صلوات نفرستند ، مگر آنكه آن مجلس برايشان حسرت و و بال باشد » .
3190 / 6 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از ابنمحبوب ، از ابنرئاب ، از حلبى ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « باكى نيست به ياد كردن خدا و حال آنكه تو بول كنى ؛ زيرا كه ياد خداى - تعالى - بر هر حالى نيكو است . پس از ياد خداى - تعالى - دلتنگ مشو » .
3191 / 7 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از نوفلى ، از سكونى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « خداى - تعالى - به سوى موسى وحى فرمود كه : به بسيارى مال شاد مشو ، و بر هر حالى ياد مرا وا مگذار ؛ زيرا كه بسيارى مال ، گناهان را از ياد مىبرد ، و ترك ياد من ، دلها را سخت مىكند » .
3192 / 8 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابنمحبوب ، از عبداللَّه بن سنان ، از ابوحمزه ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « در توراتى كه متغيّر نشده ، نوشته است كه موسى عليه السلام از پروردگارش سؤال نمود و عرض كرد كه : اى خداى من ! مجالسى چند بر من مىآيد كه تو را از آن عزيزتر و جليلتر مىدارم كه در آنها تو را ياد كنم .
فرمود كه : اى موسى ! به درستى كه ياد من بر هر حالى نيكو است » .
3193 / 9 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از ابنفضّال ، از بعضى از اصحاب خويش ، از آنكه او را ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « خداى - تعالى - به موسى فرمود كه : در شب و روز ، ياد مرا بسيار كن ، و در نزد ياد من ، فروتن ، و در نزد بلاى من ، صابر باش ، و در نزد ذكر من ، آرام داشته باش و مرا پرستش كن ، و چيزى را با من شريك مساز ، كه بازگشت به سوى من است . اى موسى ! مرا ذخيره و پسانداز خود گردان و گنج خود را از باقيات صالحات در نزد من بگذار » .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 363
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٦٣