فرست بر محمد و خاندانش » .
باب در بيان آنچه واجب است از ذكر خدا در هر مجلسى
21 . باب در بيان آنچه واجب است از ذكر خدا در هر مجلسى « 1 »
3185 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از پدرش ، از خلف بن حمّاد ، از ربعى بن عبداللَّه بن جارود هذلى ، از فضيل بن يسار كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « هيچ مجلسى نيست كه نيكوكاران و نابكاران در آن جمع شوند و بر غير ذكر خداى - تعالى - برپا شوند ( يعنى بىآنكه خدا را ياد كنند از جا برخيزند ) ، مگر آنكه آن مجلس در روز قيامت برايشان حسرت باشد » .
3186 / 2 . حميد بن زياد ، از حسن بن محمد ، از سماعه ، از وهيب بن حفص ، از ابوبصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هيچ گروهى در مجلسى جمع نشدهاند كه خداى - تعالى - را ذكر نكنند و ما را ذكر نكنند ، مگر آنكه آن مجلس در روز قيامت برايشان حسرت باشد » . بعد از آن فرمود كه : « حضرت ابوجعفر عليه السلام فرمود : به درستى كه ذكر ما از جملهء ذكر خدا است ، و ذكر دشمن ما از جملهء ذكر شيطان است » .
3187 / 3 . و به اسناد خود گفته است كه : « حضرت باقر عليه السلام فرمود كه : هر كه خواهد كه به پيمانه ، پُرتر پيمانه ستاند ، بايد كه چون خواهد از مجلس خود برخيزد بگويد كه : سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ العِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلينَ وَالْحَمْدُللَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ ؛ يعنى : منزّه و پاكيزه مىشمارم پروردگار تو را پروردگار ارجمندى و غلبه از آنچه وصف مىكنند . و درود بر همهء فرستادگان و ستايش از براى خدا ، كه پروردگار همهء جهانيان است » .
3188 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از احمد بن محبوب ، از عبداللَّه بن سنان ، از ابوحمزهء ثمالى ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « در توراتى كه تغيير و تبديلى در آن نشده ، نوشته است كه موسى عليه السلام از پروردگارش سؤال نمود و عرض كرد كه : اى پروردگار من ! آيا تو به من نزديكى كه با تو مناجات كنم و راز گويم ، يا دورى كه تو را آواز دهم ؟ پس خداى - تعالى - به سوى او وحى فرمود كه : اى موسى ! من همنشين آنم كه مرا ياد كند . موسى عليه السلام عرض كرد : پس در روزى كه هيچ پردهاى نيست ، مگر پردهء تو ، كى در پردهء تو است ؟ فرمود : كسانى كه مرا ياد مىكنند و من ايشان را ياد مىكنم ، و
هامش
( 1 ) . و ذكر خدا ياد او است و مجلس ، نشستنگاه و جاى نشستن است . ( مترجم )