تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
مگر اينكه دعايش را مستجاب گرداند ، در هر شبى كه باشد » . عرض كردم كه : خدا تو را به اصلاح آورد ! آن ساعت كدام ساعت از شب است ؟ فرمود كه : « چون نيمهء شب بگذرد ، و آن سدس اوّل است از اوّل نيمهء آخر » . « 1 » باب در بيان رغبت و رهبت و تضرّع و تبتّل و ابتهال و استعاذه و . . .

14 . باب در بيان رغبت و رهبت و تضرّع و تبتّل و ابتهال و استعاذه و مسئلت « 2 »

3123 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از اسماعيل بن مهران ، از سيف بن عميره ، از ابواسحاق ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « رغبت آن است كه باطن كف‌هاى دست خويش را رو به سوى آسمان كنى . و رهبت كه عبارت است از ترس و بيم ، آن است كه پشت كف‌هاى خود را به سوى آسمان گردانى « 3 » » . و قول آن جناب كه مىفرمايد :
« وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا »
« 4 » ، حضرت عليه السلام فرمود كه : « تبتّل ، دعا كردن است به يك انگشت كه به آن اشاره نمايى « 5 » . و تضرّع آن است كه به دو انگشت اشاره كنى و آنها را حركت دهى . و ابتهال ، برداشتن دست‌ها و كشيدن و بلند كردن آنها است ، و آن در نزد قطره‌اى است از اشك كه از چشم بريزد ، بعد از آن دعا بكن » . 3124 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از ابوايّوب ، از محمد بن مسلم
هامش
( 1 ) . يعنى بعد از نصف شب تا به قدر سدس شب بگذرد . و سدس - به ضمّ سين و دال و سكون آن - ، شش يك باشد . ( مترجم ) ( 2 ) . و رغبت ، اراده داشتن و خواستن است . و رهبت ، ترسيدن . و تضرّع ، زارى كردن . و تبتّل ، انقطاع و خويشتن را از همهء جهانيان بريدن و به درِ خدا گريختن و با آن جناب گرويدن ، و كارى خاصّه براى او كردن ، كه عمل را از براى او خالص گرداند . و ابتهال ، سعى و كوشش كردن در دعا . و استعاذه ، پناه جستن . و مسئلت ، درخواستن . و اين معانى به اعتبار وضع لغوى است ، و مراد از اينها در اينجا آن است كه مذكور خواهد شد . ( مترجم ) ( 3 ) . چه اوّل چنان است كه دست پيش كسى مىدارى كه چيزى به دستت دهد . و دويم اشاره است به سوى اينكه من ازاعمال خود نااميد شده‌ام و پشت دست گذاشته‌ام و از بسيارى بدكردارى ، روى طلب از تو ندارم . ( مترجم ) ( 4 ) . مزمل ، 8 يعنى : « و بريده شو از همهء خلايق و توجّه كن به سوى او به عبادت و طاعت ، و به در او گريزبردن وگريختنى كامل ؛ يعنى نفس خود را از انديشهء غير او مجرّد سازد ، و روى دل خود را بالكلّيّه به او آورد . و عبداللَّه عبّاس گفته كه : مراد آن است كه عمل را از براى خدا خالص كن . و حسن بصرى گفته كه : سعى و كوشش كن . و ابن‌زيد گفته كه : خويشتن را با عبادت او بردار . و شقيق گفته كه : بر او توكّل كن . و زيد بن اسلم گفته كه : تبتّل آن باشد كه دنيا را رها كند و طلب رضاى خدا كند . ( مترجم ) ( 5 ) . و در شرح آن گفته‌اند كه : تبتّل آن است كه انگشت سبّابهء دست چپ را بلند مىكنى و پَست مىكنى ، مانند كسى كه‌به ابرام ، چيزى از كسى طلبد ، يا اشاره به آن است كه نمىدانم كه مرا بلند خواهى كرد يا پَست خواهى گذاشت . ( مترجم )