توانايى نيست از براى ما به آن چيز » « 1 » . ( و حضرت صادق عليه السلام بعد از ذكر آيهء اوّل كه دلالت مىكند بر سه چيز از آن چهار چيز ، كه عبارت است از غير اكراه ، فرموده است كه : ) و قول آن جناب :
« إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ »
« 2 » » و ترجمهء آن گذشت .
3055 / 2 . حسين بن محمد ، از محمد بن احمد نهدى روايت كرده است كه آن را مرفوع ساخته ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « رسول خدا فرمود كه : نُه خصلت از امّت من برداشته شده است ، و آنها : خطا است و فراموشى ، و آنچه ندانند ، و آنچه نتوانند ، و آنچه به سوى آن ناچار شده باشند ، و آنچه بر آن اكراه شده باشند ، و طِيَره ( و آن - به كسر طاء و فتح ياء حطّى - عبارت است از تأثّر نفس به فالهاى بد ) ، و وسوسه در تفكّر در خلق « 3 » ، و نهم ، حسد است ، مادام كه ظاهر نشود به زبان يا به دست » .
باب در بيان اينكه هيچ گناهى با وجود ايمان زيان نرساند و . . .
209 . باب در بيان اينكه هيچ گناهى با وجود ايمان زيان نرساند ، و هيچ ثوابى با وجود كفر نفع ندهد
3056 / 1 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از يعقوب بن شعيب روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه : آيا هيچكس را بر آنچه عمل كرده ، ثوابى بر خدا هست كه واجب شده باشد ، غير از مؤمنان ؟ فرمود :
« نه » .
3057 / 2 . از او ، از يونس ، از بعضى از اصحاب خويش ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « موسى به خضر عليهما السلام فرمود كه : از صحبت و رفاقت تو محروم وبىنصيب
هامش
( 1 ) . و بعضى از مفسّران گفتهاند كه : در شب معراج ، بعد از مكالماتى چند كه در ميان خدا و رسول صلى الله عليه و آله او اتّفاق افتاد ، پيغمبر به الهام حضرت ربّ العزّة ، به زبان امّت ، اين كلام ميمنت فرجام را به عرض ملك علّام رسانيد . و گفتهاند كه : هر يك از اين كلام ، بر وجه خضوع و خشوع است و مجرّد دعا كردن ، كه محض عبادت است ، كه اگرچه ما اين دعا نكنيم ، حق - تعالى - ما را مؤاخذه بر نسيان و خطا و تكليف ما لا يطاق نفرمايد ؛ زيرا كه آن قبيح است ، و حق تعالى از اين مبرّا است . و در آيه ، سخن بسيار است كه بعضى از آنها را در غير اين كتاب ذكر كردهام ، و اين مقام ، گنجايش ذكر بيش از اين ندارد . ( مترجم )
( 2 ) . نحل ، 106 . جز كسى كه مجبور شود ، در حالى دلش به ايمان آرام و قرار دارد .
( 3 ) . يعنى در احوال خلق ، و گمان بد بردن به ايشان ، يا در مبدء خلق چيزها ، يا خلق اعمال بندگان ، و حكمت در خلقبعضى از شرور در عالم . ( مترجم )