تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
فرشتهء دست چپ به فرشتهء دست راست مىگويد كه : بايست و دست نگاه دار ؛ زيرا كه او قصد گناه كرد ؛ پس اگر آن بنده ، آن گناه را كرد ، زبانش قلم آن فرشته ، و آب دهانش مركّب او باشد ، و آن را ثابت گرداند و بنويسد » . 2960 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از فضيل بن عثمان مرادى روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : چهار خصلت است كه هر كه آنها در او باشد ، بعد از آنها ، بر خدا هلاك نشود ، و مستحقّ عذاب آن جناب نگردد ، و مگر كسى كه هالك و بسى شقى و بدبخت باشد . و آنها ، اين است كه : بنده قصد مىكند كه حسنه را به عمل آورد ، پس اگر آن بنده آن را به عمل نياورد ، خدا به قصد نيكش ، يك حسنه از برايش بنويسد ، و اگر آن بنده آن را به عمل آورد ، خداى عز و جل ده حسنه از برايش بنويسد ، و قصد مىكند كه سيّئه را به عمل آورد ، پس اگر آن را به عمل نياورد ، چيزى بر او نوشته نشود ، و اگر آن بنده آن را به عمل آورد ، هفت ساعت مهلت داده شود ، و فرشته‌اى كه نويسندهء حسنات است ، مىگويد - به فرشته‌اى كه نويسندهء گناهان است ، و آن فرشته‌اى است كه در جانب چپ او است - كه : شتاب مكن ، شايد كه حسنه‌اى را در پى اين گناه در آورد ، كه اين را محو و نابود كند ؛ زيرا كه خداى عز و جل مىفرمايد كه :
« إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ »
« 1 » ؛ يعنى : « به درستى كه نيكويىها مىبرد بدىها را ، و آنها را نيست و نابود مىگرداند » . يا شايد كه طلب آمرزش كند . پس اگر بگويد كه : « أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الذَّى لاالهَ الّا هُوَ عالِمُ الغَيْبِ وَالشَّهادَةِ العَزيزُ الْحَكيمُ الْغَفُورُ الرَّحيمَ ذُوالْجَلالِ وَالْاكْرامِ وَ أَتُوبُ الَيْهِ » بر او چيزى نوشته نشود . و اگر هفت ساعت بگذرد و حسنه و استغفارى را در پى آن در نياورد ، صاحب حسنات به صاحب سيّئات گويد كه : بنويس بر اين بدبختى كه از هر خوبى بىبهره و بىنصيب شده است » . و ترجمهء دعا اين است كه : « طلب آمرزش مىكنم از خدايى كه هيچ خدايى نيست ، مگر او ، كه داناى نهان و آشكار است ، و صاحب غلبه و عزّت و راست‌كردارى ، و حكمت و آمرزش و مغفرت و مهربانى و رحمت ، و خداوند بزرگوارى و ملاطفت است ، و باز مىگردم به سوى او و توبه مىكنم » .
هامش
( 1 ) . هود ، 114 .