ما ، و در تورات ، ما را امر فرموده ، به آنكه ايمان نياوريم و تصديق نكنيم هيچ فرستادهاى را ، تا وقتى كه بياورد به ما قربانىاى را ، كه آتش ، آن را بخورد ( يعنى بسوزاند . و چون اين سخن ، محض افترا بود ، خدا ايشان را الزام فرموده ، مىفرمايد كه : ) بگو ، اى محمد ! به حقيقت كه آمدند شما را فرستادگانى چند ، پيش از من ، با معجزات روشن ، و به آنچه شما گفتيد ( از قربانى ، بر وجهى كه مدّعاى شما است ) پس چرا كشتيد ايشان را ، اگر هستيد راستگويان ؟ » .
و حضرت فرمود كه : « در ميان اين كشندگان و گويندگان ، پانصد سال فاصله بود ؛ پس خداى عز و جل همان كشتن را بر ايشان الزام فرمود ، به سبب رضاى ايشان ، به آنچه كشندگان كردند » .
2909 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از محمد بن حكيم و حمّاد بن عثمان ، از ابو مسروق روايت كرده است كه گفت . . . تا آخر آنچه در باب كفر مذكور شد .
2910 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از منصور بن يونس ، از سليمان بن خالد ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « اهل شام از اهل روم بدترند ، و اهل مدينه از اهل مكّه بدترند ، و اهل مكّه كافر مىشوند به خداى عز و جل ، آشكارا » .
2911 / 4 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از عثمان بن عيسى ، از سماعة ، از ابو بصير ، از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق عليهما السلام كه فرمود :
« به درستى كه اهل مكّه كافر مىشوند به خداى عز و جل ، آشكارا . و به درستى كه اهل مدينه از اهل مكهّ خبيثترند ، از ايشان خبيثترند هفتاد برابر » .
2912 / 5 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حسين بن سعيد ، از فضالة بن ايّوب ، از سيف بن عميره ، از ابو بكر حضرمى روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه : اهل شام بدترند يا روميان ؟ فرمود : « به درستى كه روميان كافر شدند و با ما دشمنى ندارند . و به درستى كه اهل شام كافر شدند و با ما دشمنى ورزيدند » .
2913 / 6 . از او ، از محمد بن حسن ، از نضر بن شعيب ، از ابان بن عثمان ، از فضيل بن يسار ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « همنشينى مكنيد با ايشان ؛ يعنى مرجئه . خدا ايشان را لعنت كند ، و لعنت كند ملّتهاى مشركهء ايشان را ، آنان كه خداى عز و جل را بر چيزى از چيزىها نمىپرستند » .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٨١