كند به مغفرت و آمرزش » . زراره مىگويد كه : [ حضرت فرمود ] : « چون فرمود : عسى ؛ يعنى شايد » ، گفتم كه : ايشان نيستند ، مگر مؤمنان يا كافران . زراره مىگويد كه : فرمود : « پس چه مىگويى در قول خداى عز و جل :
« إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا »
« 1 » ؛ يعنى : به سوى ايمان » ( چنان كه گذشت ) .
پس من عرض كردم كه : ايشان نيستند ، مگر مؤمنان يا كافران . فرمود : « به خدا سوگند كه ايشان ، نه مؤمناند و نه كافر » . بعد از آن ، رو به من فرمود كه : « چه مىگويى در اصحاب اعراف . . . » تا آخر آنچه در باب اوّل اصحاب اعراف مىآيد « 2 » .
باب در بيان مستضعف
172 . باب در بيان مستضعف « 3 »
2892 / 1 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از بعضى از اصحاب خويش ، از زراره روايت كرده است كه گفت : امام محمد باقر عليه السلام را سؤال كردم از مستضعف . فرمود كه :
« مستضعف كسى است كه استطاعت نداشته باشد چارهاى را به سوى كفر كه كافر شود ، و راهى را به سوى ايمان نمىيابد ، نمىتواند كه ايمان بياورد ، و نمىتواند كه كافر شود ؛ پس ايشان كودكانند ، و كسانى كه از مردان و زنان بر مثل عقلهاى كودكان باشند ، قلم تكليف از ايشان برداشته شده است » .
2893 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از جميل ، از زراره ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « مستضعفان آنانند كه چارهاى را نمىتوانند و راهى را نمىيابند » . و فرمود كه : « چارهاى را به سوى ايمان نمىتوانند ، و كافر نمىشوند . و ايشان كودكانند ، و امثال عقلهاى كودكان از مردان و زنان » .
2894 / 3 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از ابن محبوب ، از ابن رئاب ، از زراره كه گفت : امام محمد باقر عليه السلام را سؤال كردم از مستضعف . فرمود كه :
« مستضعف كسى است كه چارهاى را نمىتواند كه به واسطهء آن كفر را از خود دفع كند ، و نه
هامش
( 1 ) . نساء ، 98 .
( 2 ) . و چون از اينجا تا آخر حديث ، محض تكرار بود ، لهذا حواله نمود به آنكه ذكرش در آنجا ، به جهت عقد باب از براى آن ، اولى و انسب مىنمود . ( مترجم )
( 3 ) . و مستضعف ، در لغت به معنى ضعيف و ناتوان شمرده شده است ، و مراد از آن ، كسى است كه در تضاعيف اين باب ، مذكور خواهد شد . ( مترجم )