تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
حضرت اعتراف مىنمود . زراره مىگويد كه : حضرت به من فرمود كه : « چه مىبينى از خيانت ، در قول خداى عز و جل :
« فَخانَتاهُما »
« 1 » . و خدا از اين خيانت ، غير از فاحشه و زنا ، چيزى را قصد نمىفرمايد » « 2 » . تتمّهء روايت : « و رسول خدا صلى الله عليه و آله ، دختر را به زن فلان داد » . زراره مىگويد كه : عرض كردم : خدا تو را به اصلاح آورد ! مرا به چه چيز امر مىفرمايى ؟ آيا بروم و به فرمان تو زن بگيرم ؟ به من فرمود كه : « اگر مىكنى ، بر تو باد كه بُلَهاى از زنان را بگيرى » . عرض كردم كه : بلهاء چيستند ؟ و چه صفت دارند ؟ فرمود كه : « صاحبان پرده‌ها ؛ يعنى زنان مخدّرهء عفيفه » « 3 » . زراره مىگويد كه : پس من عرض كردم كه : آيا مصداق آن كسى است كه بر دين سالم بن ابى حفصه « 4 » باشد ؟ فرمود : « نه » . عرض كردم كه : كسى است كه بر دين ربيعة الرّاى « 5 » باشد ؟ فرمود : « نه » ، و حضرت فرمود : « و ليكن مصداق آن ، زنان نوجوانند كه تازه به حدّ بلوغ رسيده باشند ، و كفر را برپا نكنند ، و آنچه را كه شما مىشناسيد ، نشناسند » . عرض كردم : پس آيا زن ، از اين دو قسم درمىگذرد ، كه يا مؤمنه باشد يا كافره ؟ فرمود كه : « روزه مىگيرد و نماز مىكند و از خداى عز و جل پرهيز مىكند ، و نمىداند كه امر شما چيست ؟ » عرض كردم كه : خداى عز و جل فرموده است كه :
« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ »
« 6 » . نه ، به خدا سوگند كه هيچ‌يك از مردمان نيست كه نه مؤمن باشد و نه كافر . زراره مىگويد كه : حضرت باقر عليه السلام فرمود كه : « فرمودهء خداى عز و جل ، از گفتار تو راست‌تر است . اى زراره ! آيا قول خداى عز و جل را ديده‌اى كه مىفرمايد :
« خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ »
« 7 » ؛ يعنى : ( و گروهى ديگر از متخلّفان كه غير منافقانند ، اعتراف كردند به گناهان خود و به آنها مقر شدند ، و به معاذير دروغ از تخلّف اعتذار نكردند ، چنان كه اهل نفاق كردند ) آميختند كردار نيك را با كارى ديگر كه بد بود . شايد آنكه خدا توبه ايشان را بپذيرد ، و بر ايشان رجوع
هامش
( 1 ) . تحريم ، 10 . ( 2 ) . و اكثر مفسّرين ، از اين معنى اباء و امتناع دارند . و از ابن عبّاس نقل كرده‌اند كه گفت : اين خيانت از ايشان ، به زنا نبود ؛ بلكه به نفاق و كفر بود ، چنان كه تفصيل آن در تفاسير مذكور است . ( مترجم ) ( 3 ) . و اهل لغت ، بلهاء را به زن بىعقل تفسير كرده‌اند . ( مترجم ) ( 4 ) . و سالم بن ابىحفصه ، زيدى مذهب ، و از جملهء رؤساى ايشان بوده ، و حضرت صادق عليه السلام او را لعنت‌فرموده . ( مترجم ) ( 5 ) . و ربيعه ، پسر عبد الرحمان مدنى است . ( مترجم ) ( 6 ) . تغابن ، 2 . ( 7 ) . توبه ، 102 .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 167 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى