تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
زمان وعدهء شما ، امشب است ، در نزد جمره وسطى در منى » پس چون شب شد ، من و ابوالخطّاب و محمد بن مسلم ، در نزد آن حضرت جمع شديم ؛ پس بالشى را فرا گرفت و آن را در سينهء خود گذاشت . بعد از آن ، به ما فرمود كه : « در باب خدمتكاران و زنان و فرزندان و كسان خود چه مىگوييد ؟ آيا گواهى نمىدهند كه خدايى نيست ، مگر خدا ؟ » عرض كردم : بلى ، گواهى مىدهند . فرمود كه : « آيا گواهى نمىدهند كه محمد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله است ؟ » عرض كردم : بلى ، گواهى مىدهند . فرمود كه : « آيا نماز نمىكنند و روزه نمىگيرند و حج را به جا نمىآورند ؟ » عرض كردم : بلى ، همهء اينها را مىكنند . فرمود : « پس آنچه را كه شما برآنيد ، مىشناسند ؟ » عرض كردم : نه . فرمود : « پس ايشان ، در نزد شما چه حكم دارند ؟ » عرض كردم كه : هر كه اين امر را نشناسد ، كافر است . فرمود : « سبحان اللَّه ! آيا آنها كه در اين راه‌ها و آنها كه بر سر آبها مىباشند ، نديده‌اى ؟ » عرض كردم : بلى ، ديده‌ام . فرمود : « آيا نماز نمىكنند و روزه نمىگيرند و حجّ را به جا نمىآورند ؟ آيا گواهى نمىدهند به اينكه غير از خدا ، خدايى نيست ؟ و به اينكه محمد ، رسول و فرستادهء خدا است ؟ » عرض كردم : بلى . فرمود : « پس مىشناسند ، آنچه را كه شما بر آنيد ؟ » عرض كردم : نه . فرمود : « پس ايشان ، در نزد شما چه حكم دارند ؟ » عرض كردم كه : هر كه اين امر را نشناسد ، كافر است . فرمود : « سبحان اللَّه ! آيا خانهء كعبه و طواف در دور آن ، و اهل يمن و چسبيدن ايشان را به پرده‌هاى كعبه ، نديده‌اى ؟ » عرض كردم : بلى ، ديده‌ام . فرمود : « آيا گواهى نمىدهند به اينكه خدايى غير از خدا نيست ، و به اينكه محمد ، رسول خدا است ؟ و آيا نماز نمىكنند و روزه نمىگيرند و حجّ نمىگذارند ؟ » عرض كردم : بلى ، همهء اينها ، از ايشان صادر مىشود . فرمود : « پس مىشناسند ، آنچه را كه شما بر آنيد ؟ » عرض كردم : نه . فرمود : « پس در حقّ ايشان چه مىگوييد ؟ » عرض كردم كه : هر كه اين امر را نشناسد ، كافر است . فرمود : « سبحان اللَّه ! اين قول ، قول خارجىها « 1 » است » . بعد از آن فرمود : « اگر خواهيد ، شما را خبر دهم ؟ » عرض كردم كه : من نمىخواهم . فرمود : « بدانيد و آگاه باشيد ! كه بد است از براى شما و شما را زيان مىرساند ، آنكه به چيزى قائل شويد ، مادامى كه آن را از ما نشنيده باشيد » . هاشم مىگويد كه : پس من گمان كردم كه آن حضرت ما را مىگرداند - و بنا بر بعضى
هامش
( 1 ) . يعنى خوارج كه نگاهى سختگيرانه به دين داشتند و ارتكاب گناه را موجب كفر مىدانستند .