تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
و هُوَيْنا و آنچه آسان ترك باشد ، بر چهار شعبه است : بر فريفتگى و غفلت و اميدوارى و ترسيدن و دفع الوقت . و اينك ، به جهت آن است كه ترس ، اين كس را از حق برمىگرداند ، و دفع الوقت ، موجب تفريط و كوتاهى كردن در عمل مىشود ، تا وقتى كه مرگ بر او وارد شود . و اگر اميدوارى نبود ، آدمى حسب آنچه را كه او در آن است ، مىدانست ، و اگر حسب آنچه را كه او در آن است ، مىدانست ، به مرگ ناگهانى مىمرد ، به جهت هول و ترس . و غفلت و فريفتگى ، مرد را از عمل منع مىكند ( و چنان مىكند كه دستش به آن نرسد ) . و حفيظه ، بر چهار شعبه است : بر تكبّر و فخر و حميّت و عصبيّت پس هر كه تكبّر ورزد ، از حقّ رو بگرداند و به آن پشت كند . و هر كه فخر كند و بنازد ، نابكار گردد . و هر كه حميّت داشته باشد ، بر گناه اصرار كند . و هر كه عصبيّت او را فرا گيرد ، از راه راست ميل كند . پس بد امرى است ، امرى كه در ميان پشت كردن از حق و نابكارى و اصرار بر گناه و ميل كردن از راه راست باشد ، كه خالى نباشد از يكى از اينها . و طمع ، بر چهار شعبه است : فرح و مرح ( يعنى شادى و شدّت شادى و نشاط و خرّمى ) ، و لجاجت و تكاثر ؛ ( يعنى ستيزه و مفاخرت بر يكديگر ، بر بسيارى قبيله و عشيره ) . و فرح ، در نزد خداى عز و جل مكروه و ناخوش است ، و مرح ، تكبّر است ، و لجاجت و ستيزه ، بلاء و زحمت است از براى كسى كه ناچار كند او را به سوى برداشتن گناهان ، و تكاثر و مفاخرت ، بازى و بازيچه و باعث مشغول شدن دِل ، و بَدَل كردن آن چيزى است كه آن فروتر و زبون‌تر است به چيزى كه آن بهتر و نيكوتر است . پس آنچه مذكور شد ، نفاق و ستون‌ها و شعبه‌هاى آن است . و خداى عز و جل قاهر و غالب است بر بالاى بندگان خويش ( يعنى بر همه كس غالب است ، و هيچ‌كس بر او غلبه نتواند كرد ) ، ذكر آن جناب برتر ، و ذات مقدّسش بزرگوارتر از آن است كه كسى درك آن تواند كرد . و نيكو گردانيد هر چيزى را كه آفريد ، و دست‌هايش گشاده ( كه كنايه است از جود و بخشش ) . و رحمتش هر چيزى را فرا گرفته ، و امرش ظاهر و هويدا ، و نورش تابان و درخشان ، و بركتش سرريز ، و حكمتش روشن گرديده ، و كتابش شاهد و رقيب بر ساير كتاب‌ها ، و حجّتش راست و برپا ، و دينش خالص ، و سلطانش قوى ، و سخنش ثابت شده ، و ترازوهاى عدلش راست ايستاده ( كه حيف و ميلى در آن نيست ) ، و رسولان او تبليغ رسالتش كردند ؛ پس بدى را گناه قرار داده ، و گناه را فتنه ، و فتنه را چركى