« إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا »
« 1 » ؛ يعنى : ليكن كسانى كه به حسب واقع ناتوان و عاجزند ، از مردان و زنان و كودكان كه توانايى ندارند چارهاى را به سوى مهاجرت ، و نمىشناسند راه مدينه را ، و طريق بيرون آمدن را نمىدانند » . و حضرت فرمود كه : « توانايى ندارند چارهاى را به سوى كفر ، و نمىشناسند راهى را به سوى ايمان .
« فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ »
« 2 » ؛ يعنى : پس آن گروه بيچارگان ، شايد آنكه خدا عفو كند از ايشان » . و فرمود كه : « بنويس و اصحاب اعراف » . راوى مىگويد كه : عرض كردم كه : اصحاب اعراف چيستند و چه صفت دارند ؟ فرمود كه : « ايشان ، گروهى هستند كه ثوابها و گناهان ايشان برابر است ؛ پس اگر خدا ايشان را داخل جهنّم گرداند ، به سبب گناهان ايشان است ، و اگر ايشان را داخل بهشت گرداند ، به واسطهء رحمت او است » .
2842 / 2 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى بن عبيد ، از يونس ، از حمّاد ، از حمزة بن طيّار روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « مردم شش گروهند كه همهء ايشان به سه گروه باز مىگردند ، و آن ، ايمان و كفر و گمراهى است . و ايشان ، اهل وعد و وعيدند كه خدا بهشت و دوزخ را به ايشان وعده داده است . و آن شش گروه ، مؤمنانند و كافران و ناتوانان ، و جماعتى كه باز داشته شدگان و به تأخير افتادگانند ، كه حكم ايشان موقوف است براى نزول فرمان خدا دربارهء ايشان ، يا عذاب مىكند ايشان را يا توبهء ايشان را قبول مىفرمايد . و گروهى كه معترفاند به گناهان خويش و به آنها اقرار دارند ، و كردار نيك و كردار ديگر را كه بد است به هم آميختند ، و اهل اعراف » .
2843 / 3 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از هشام بن سالم ، از زراره روايت كرده است كه گفت : من و حمران يا من و بكير ، بر امام محمد باقر عليه السلام داخل شدم . زراره مىگويد كه : به آن حضرت عرض كردم : جز اين نيست كه ما مطمار مىكشيم . فرمود كه :
« مطمار چيست ؟ » عرض كردم كه : تُرّ « 3 » ، پس هر كه با ما موافقت مىكند از سيّد علوى يا غير او ، او را دوست مىداريم . و هر كه با ما مخالفت مىورزد از سيّد علوى و غير او ، از او
هامش
( 1 ) . نساء ، 98 .
( 2 ) . نساء ، 99 .
( 3 ) . و « تُرّ » - به ضمّ تاء و تشديد راء - ، رشتهء بنّايانى است كه براى طرح عمارت و اندازهى آن دارند ، و همچنين مطمار - به كسر ميم اوّل و فتح دويم ، با زيادتى الف بعد از آن و بدون آن - . حاصل آنكه ، ما ريسمان اندازه را مىآويزيم و نهايت دقّت مىكنيم ، چنان كه بنّايان در حال بنّايى و ارادهء استقامت بنايى كه در نظر دارند ، مىكنند . ( مترجم )