هر كه شك كند در آنچه ما در آنيم ، با ايشان ابتدا به جدال و گفتگو منماييد . و هر كه از برادران شما به سؤال كردن [ و درخواست ] از شما محتاج شود ، به حقيقت كه با او خيانت كردهايد .
بعد از آن ، اين آيه را مىخواند كه :
« إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً »
« 1 » ؛ يعنى : « به درستى كه ما آماده كردهايم از براى ستمكاران ؛ يعنى ناگرويدگان - چنان كه در آيات باب ولايت گذشت - ، آتشى را كه احاطه نموده است به ايشان سراپردهء آن ، و گرداگرد ايشان را فرو گرفته ، و اگر از تشنگى فريادخواهى كنند ، فريادرسيده شوند به آبى كه مانند روى يا مسِ گداخته است ، ( يا چرك و ريم « 2 » دوزخيان كه در جوش باشد ) ، و چون پيش ايشان برند ، بريان كند روىهاى ايشان را از شدّت حرارت . بد آشاميدنى است ( آن آبى كه چون مهل است ) ، و بد تكيهگاهى است آتش دوزخ » . « 3 »
باب در بيان اقسام مردمان
164 . باب در بيان اقسام مردمان
2841 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از على بن اسباط ، از سليم ، مولاى طربال ، كه گفت : حديث كرد مرا هشام ، از حمزة بن طيّار كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود كه : « مردمان بر شش قسماند » . حمزه مىگويد كه : عرض كردم كه : آيا مرا دستورى مىدهى كه آن اقسام را بنويسم ؟ فرمود : « آرى » . عرض كردم كه : چه بنويسم ؟ فرمود : « بنويس كه اهل وعيد ، از اهل بهشت و اهل دوزخاند ، و بنويس كه :
« وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً »
« 4 » » - كه ترجمهء آن مذكور خواهد شد - . حمزه مىگويد كه : عرض كردم كه : اين گروه كيستند ؟ فرمود كه : « وحشى ( يعنى كشندهء حمزهء سيّدالشّهدا ) ، از جملهء ايشان است » . و فرمود كه : « بنويس
« وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ »
« 5 » » - كه ترجمهء آن مىآيد - « 6 » . و فرمود كه : « بنويس
هامش
( 1 ) . كهف ، 29 .
( 2 ) . ريم ، كثافت و چرك زخم است .
( 3 ) . و ذكر تكيهگاه ، به جهت مقارنهء آن با قصّهء اهل بهشت و تكيهگاه ايشان است ، و اگر نه آتش ، تكيهگاه نيست . ( مترجم )
( 4 ) . توبه ، 102 .
( 5 ) . توبه ، 106 .
( 6 ) . در بابى كه به همين منظور و با نام « بيان طائفهء مرجون لامر اللَّه » در باب 172 مىآيد .